گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

87

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

بخش 10 سحرگاه فرماندهان « 1 » جلسه‌اى ترتيب داده حيران بودند چرا كوروش نه دستورى فرستاده و نه خود بازگشته است . ازينرو بر آن شدند هرچه دارند جمع‌آورى كنند و مجهز آنقدر پيش بروند تا به دستهء كوروش ملحق گردند . وقتى در شرف عزيمت بودند و آفتاب تازه برمىآمد پروكلس حاكم توترانيا از اعقاب دمارات ( دماراتوس « 2 » ) اهل لاكونيه با گلوس فرزند تامس وارد شد . آنها اطلاع دادند كه كوروش كشته شده بود واريه‌اوس

--> ( 1 ) - خلاصه . در فصل گذشته ديده‌ايم كوروش به قصد لشگركشى بر ضد برادر خود اردشير شاه چگونه قشونى فراهم كرد و لشگركشى از كنارهء دريا تا نقاط مرتفع و كوهستانى به چه ترتيب برگزار شد و چگونه زد و خورد اتفاق افتاد و كوروش به قتل رسيد و يونانىها در چه وضع و حالى به اردوگاه خود بازگشتند و استراحتى كردند با اين فرض و خيال كه در تمام جبهه‌ها پيروز شده‌اند و كوروش هم زنده است . ( 2 ) - Demaratus از اميران اسپارت كه در سال 491 ق . م خلع شده به ايران فرار كرده بود سپس همراه خشيارشا در لشگركشى او به يونان شركت نمود . توترانيا ( از نواحى غربى آسياى صغير ) سرزمينى بوده كه خشيارشا بمناسبت خدماتش به او بخشيده بود .