گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
80
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
ميكردند و در خدمت و كارش با اعتمادى بىپايان اظهار آمادگى و پيوستگى مىنمودند و از آن هم برتر احدى آنچه بدست مىآورد از او مخفى نمىكرد چون بديهى است او نسبت به كسانى كه از راه صداقت و صفا توانگر مىشدهاند غبطه و حسرتى نمىنمود ولى مال و منال عناصرى را كه در مخفى كردن آن تلاش مىنمودند تصاحب و مصرف ميكرد و دربارهء دوستان خود نيز جملگى بر آنند كه سعى فراوان داشت مراقبت تام نسبت به وضع و حال آن يارانى نمايد كه مىپنداشت به او علاقه و دلبستگى دارند و در صورت احتياج در هر كارى كه خواستهء او باشد همكارانى شايستهاند به همين منظور احتياج به وجود دوستان خويش نيز در انجام دادن اميال آنها سخت مىكوشيد و همچنين تصور مىكنم او بيش از هر كس ديگر هديه و تقديمى دريافت مىنموده است كه جهاتى متعدد داشته و از آن جمله خود او بيشتر از ديگران دست به بذل و بخشش دراز و هداياى خود را نيز در هر مورد و موقع مطابق نياز افراد انتخاب مىكرده است . دربارهء تقديمىها كه افراد مىخواستهاند او در زمان جنگ و يا فقط به قصد مباهات زيور پيكر خود سازد مىگويند راجع به اين قبيل پيشكشىها گفته بود به عقيدهء او دوستانش كه آراستگى واقعى دارند بهترين زيور سرور خود بشمار ميروند . بدون شبهه از اين بابت كه در بخشندگى و گرانى هدايا او از همه بالاتر بوده جاى شگفتى نيست به دليل بارز اينكه وسايل او از امكانات ديگران به مراتب بيشتر بود اما تفوق او بر سايرين از لحاظ اشتياق و علاقهاى كه به كار بخشش و احسان مىنمود به نظر من در خور مدح و ستايش فراوان است . مثلا هنگامى كه شراب ناب خاص براى كوروش مىآوردهاند نيمى از آن را با پيامى از قرار ذيل جهت