گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

81

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

يكى از دوستان خود مىفرستاد : « كوروش اظهار ميدارد مدتى مديد شرابى چنين ناب نچشيده است ازاين‌رو براى تو هم قدرى از آن مىفرستد تا با ياران بسيار عزيز و گرامى خود نوش‌جان كنى » و به همين نهج عادت داشت نيمى از پنير يا نان ممتاز را نزد ياران خود بفرستد و پيام دهد : « كوروش از اين خوراكى مرغوب محظوظ گرديده مشتاق است كه تو هم از آن تناول كنى » و در هر محل كه عليق ناياب بود و او بواسطهء تعداد كثير گماشتگان و يا بنابر حسن تدبير قدرى از آن براى مصرف اختصاصى بدست مىآورد مقدارى هم به دوستان خود مىفرستاد و پيام مىداد آن را به اسبهائى بدهند كه آنانرا سوارى داده بودند تا اين مركب‌ها ياران صديق و عالى جاه او را با شكم خالى سوارى ندهند و هرگاه در حين پيشروى و حركت در معرض تماشاى جمع كثيرى بود ياران وفادار خود را فرا مىخواند و با آنها به صحبت جدى مىپرداخت تا به عامه نشان دهد چه كسانى مورد احترام و عنايت اويند . ازين‌رو مطابق مشهودات و مسموعات خود مىگويم احدى خواه در ميان يونانىها و يا از چريكها هيچ‌گاه به اندازهء كوروش مورد علاقه و ستايش آدميان نبوده است . در اين‌جا واقعه‌اى كه شاهد قول ماست ذكر مىشود . با آنكه خود كوروش غلام « 1 » بود هيچ‌كس جانب او را رها نكرده بود تا به پادشاه پيوسته باشد مگر تنها ارونتاس كه چنان كرد ( بايد خاطر نشان نمود كه او هم زود پى برد كوروش بيشتر از مخدوم او شايستهء دلبستگى بوده است ) از طرف ديگر بسا كسانى كه بعد از پيش‌آمد اختلاف و نقار بين دو برادر از دستگاه شاهى فرار و خدمت كوروش را

--> ( 1 ) - اين عنوانى بود كه يونانىها به اتباع پادشاه مطلق العنان و بخصوص زير - دستان شهنشاه ايران نسبت مىداده‌اند .