گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
79
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
سايهء عنايت او دلاوران از همه كس وضع بهترى داشتند ولى بزدلان را گماشتهء دليران ميكرد . ازينرو كوروش افراد بسيارى در اختيار داشت كه به جان و دل آماده بودند به خاطر او با هرگونه خطرى روبرو شوند . دربارهء درستكارى و صحت عمل ، او هر وقت توجه مىيافت كه فردى از زير دستانش سعى دارد در اين راه ممتاز باشد اهتمام بسيار مىنمود كه چنين كسى از زندگانى بهتر و مطلوب برخوردار شود نه آن افرادى كه به انباشتن زر و مال حرام جهد و اهتمام داشتند . ازينرو نه فقط بسا كسان با نهايت صداقت و صفا در انجام دادن او امرش همت مىگماشتند بلكه او بخصوص از اين راه قادر بوده است خدمت و فداكارى سپاهى شايستهء اين نام را تأمين كند زيرا كه سركردهها و سردستهها كه از نقاط دوردست به عنوان مزدور به خدمتش درآمده بودند زود پى بردند كه خدمت رايگان و در عين صداقت آنها نسبت به كوروش از حالت فقط مزدورى ارزش بس بيشترى داشته است . همچنين بدون ترديد اگر كسى خدمتى را كه به او ارجاع شده بود به وجهى نيكو انجام مىداد كوروش به هيچ عنوان رضا نمىداد شور و غيرت چنين خدمتگزارى بىپاداش بماند . بنابراين معروف است كه براى اجراى كارهاى مهم و دشوار همواره بهترين افراد را در اختيار خويش داشت . بعلاوه هرگاه متوجه مىگرديد كسى واجد لياقت و مديرى عادل و قابل است و ميتواند نه فقط در اداره كردن حوزهء خود شايستگى ابراز دارد بلكه بر مقدار درآمد دولتى نيز بيفزايد هيچگاه چنين مأمورى را بىعقار و زمين نمىگذاشت بلكه غالبا بيش از آنچه حق داشت به او مرحمت مىكرد . حاصل اين جريان آن شده بود كه همه با طيب خاطر در راه پيشرفت مقاصدش تحمل رنج و تعب