گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

73

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

يونانيها هر گردونه‌ايرا كه در حال فرار ميديدند شكافى براى عبور آنها باز ميكردند و يكى از نفرات را مانند سواركارى كه در ميدان مسابقه از زين فرو افتاده باشد دستگير مىكردند و گفته‌اند حتى او هم زخمى نشده بود و هيچيك از يونانيها در حين نبرد جراحتى برنداشت . مىگفته‌اند فقط يكنفر در جناح چپ لشكر تير خورده بود . وقتى كه كوروش پيروزى يونانىها را ديد و مشاهده نمود كه گروهان مقابل آنها پا به فرار نهادند هرچند خشنود مىنمود و هم‌اكنون بعضى از ملازمان او را به رسم شهريارى تعظيم مىكردند باز به تعاقب دشمن ترغيب نشد بلكه ششصد نفر سواران خود را جمع و جور نگاه داشت و ناظر و نگران بود كه پادشاه چه خواهد كرد چون ميدانست كه شاه در قلب سپاه پارس قرار مىگيرد . در واقع همهء فرماندهان چريك نيز در حين فرماندهى در قلب لشگر مستقر مىشوند زيرا آنجا را مصون‌ترين موضع مىپندارند و به عبارت ديگر قواى خود را در طرفين قرار ميدهند كه هرگاه امرى صادر كنند سريع‌تر به همه ابلاغ شود به همين نهج نيز پادشاه در قلب لشگر به فرماندهى ايستاد كه باوجود اين حال باز جلوتر از جناح چپ لشگر كوروش واقع شده بود و چون كسى را در مقابل خود نمىديد كه با او و يا لشگرى كه در جلو داشت نبرد آغاز كند قصدا انحراف جست تا دشمن را محاصره كند . ازينرو كوروش سخت نگران شد كه مبادا شاه لشگر يونانى را از عقب غافلگير و آنها را تارومار كند پس در صدد برآمد با پادشاه وارد