گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
74
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
مصاف شود « 1 » و با ششصد سوار خود بر گروهى كه در جلو شهنشاه بودند حمله برد و پيروز شد و آنان را كه شش هزار نفر بودند ناچار به فرار كرد . گفتهاند كوروش بدست خود فرماندهء آنها ارتاگرس را به قتل رسانيد ، اما چون عدهء او پا به فرار نهاده بودند ششصد سوار كوروش به تعاقب ايشان پرداخته در نتيجه خواه و ناخواه متفرق شدند و فقط چند نفرى پيرامون او باقى ماندند كه بيشتر آنها نيز نديمانش بودند . در همان حين و حالى كه فقط اين دستهء محدود را در التزام ركاب داشت چشمش به شاه افتاد كه انبوه لشگر در دنبالش بودند پس ناگهان عنان اختيارش از دست رفت و با فرياد « آه او را ديدهام » شتابان به طرف شاه حمله برد و چنان كه كتزياس « 2 » پزشك شاهى ( كه در جبهه حاضر بود ) مىنويسد ضربتى بر سينهاش وارد ساخت . همين نويسنده مىافزايد كوروش شخصا زخم شاه را بست . اما هنگامى كه كوروش ضربات خود را وارد ميكرد ضربت سختى بوسيلهء زوبين در زير چشم خود او رسيد . در اين ميانه زد و خورد مهيبى بين پادشاه و كوروش و همچنين نگهبانان طرفين درگرفت بطورى كه كتزياس نقل مىكند نفراتى از دستهء شاهى به خاك هلاك افتادند و كوروش هم به قتل رسيد و هشت تن از نجباى ملازم او در كنارش جان دادند . راجع به آرتاپات كه آجودانباشى كوروش و از همراهان جاننثار او بود نقل شده است وقتى كه ديد كوروش كشته شد از اسب خود پائين پريده شاهزاده را در بازوان خود گرفت . به روايتى پادشاه امر داد او را بر جنازهء كوروش هلاك
--> ( 1 ) - اين نبرد در دشت كوناكسا در 36 ميلى شمال شهر بابل اتفاق افتاده بود . م ( 2 ) - كتزياس يونانى هفده سال پزشك ملكه پريزاد ( پروشات ) و اردشير شاه فرزند او بوده است . م