گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
56
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
بخش 5 او سپس از ميان عربستان پيش رفت در حالى كه رودخانهء فرات در سمت راستش قرار داشته و پنج منزل از سرزمين خشك و بيابان عبور كردند . در اين حدود همه جا صحارى بىانتها بود و مثل دريا هموار مىنمود و پر از افسنتين به صورت بوته يا مثل نى و خوشبو بود . درخت هيچ وجود نداشت اما همه قسم حيوانات وحشى از آن جمله گورخر و شترمرغ و همچنين غزال . سواران گاهى اين حيوانات را تعقيب و شكار ميكردند ، گورخرها وقتى كه تعقيب مىشدند سريع ميدويدند و بازمىايستادند ، چون تندتر از اسب ميدوند و هر وقت كه اسبها نزديك مىرسيدهاند باز آنها به حركت درمىآمدهاند ازينرو به دام انداختن آنها غير ممكن مىنمود مگر آنكه سواركار بين راه درنگ و با اسب تازهنفسى حيوان را دنبال ميكرد . گوشت اين شكارها مثل آهوست حتى نرمتر ولى هيچكس نتوانسته بود شترمرغى شكار كند و هر سوارى كه دنبال اين كار ميرفت منصرف مىگرديد زيرا كه اين حيوان بواسطهء پرواز مسافت كلى از سوار كار دور مىشده يعنى نه فقط با پا بلكه از بالهاى خود نيز استفاده و در هوا كشتىوار سير مىكرده است . غزال را مىتوان شكار كرد به شرط آنكه در آغاز تعقيب با سرعت كافى از دنبالش بروند زيرا كه اين حيوان فقط مسافت محدودى قدرت فرار دارد و مثل كبك زود خسته مىشود . گوشت آن