گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

39

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

از آنجا هم سه منزل ديگر بيست فرسنگ پيش رفتند و به - ايكونيوم رسيدند « 1 » كه آخرين شهر فريگيه بود و سه روز در آنجا ماندند . كوروش سپس از ميان سرزمين لياكونيه پنج منزل ، سى فرسنگ راه پيمود در اين محل او به اين عنوان كه سرزمين دشمن است يونانىها را فرمان تاراج داد . از همين جا نيز ملكه كيليكىها را از راهى كوتاه روانهء كشور خود ساخت و دسته‌اى از لشكر منون را كه خود او فرماندهى آنها را داشت همراه ملكه فرستاد . كوروش با بقيهء لشكر به كاپادوكيه رسيد و چهار منزل ، بيست و پنج فرسنگ طى طريق نموده به دانا « 2 » وارد شد كه شهرى با وفور نعمت و آباد بود . در اين‌جا سه روز درنگ كرد و در آن مدت كوروش يكى از پارسيان را به نام مگافرنس كه امتياز بر تن كردن جامهء ارغوانى شاهانه داشته « 3 » و شخصى ديگر از اعيان پارس را فرمان قتل داد و اشاره نمود كه آنها بر ضد او قصد توطئه داشته‌اند . از آنجا آماده ورود به سرزمين كيليكيه شدند كه در آن هنگام جاده‌اى ارابه رو با شيب تند داشت و براى لشكرى در حين عبور اگر به مانعى برمىخوردند وضع بسيار دشوارى ممكن بود پيش آيد و در واقع چنان كه خبر داده بودند سينه‌زيس كه در ارتفاعات موضع گرفته بود اين دربند را زير نظر داشت « 4 » .

--> ( 1 ) - با عبور كردن از حدود فريگيه كوروش منطقهء ساتراپ نشين خود را پشت سر گذاشته بود . ( 2 ) - Dana يا Tyana ( 3 ) - اين جامه در دربار ايران نشانهء مزيت و افتخار بوده است . ( 4 ) - كوروش از اسپارتها تقاضا كرد به همان قسمى كه او ايشانرا در جنگ با آتنىها يارى كرده بود اينك هنگام نيكى و تلافى است ازاين‌رو كمك اسپارتها نسبت به او در جواب آن تقاضا بود .