گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
40
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
بنابراين كوروش يك روز در جلگه توقف نمود ولى روز بعد قاصدى فرا آمد و راجع به سينهزيس خبر داد كه او از ارتفاعات پائين آمده است زيرا اطلاع داده بودند لشكر منون از همان سمت كوهستان كه وى در آنجا بوده وارد كيليكيه شد . بعلاوه به او خبر رسيده بود كه كشتىهاى متعلق به اسپارتها و همچنين متعلق به خود كوروش از ايونى به فرماندهى تامس به طرف كيليكيه در حركت بودند . بارى كوروش از راه كوهستانى بالا رفت بدون آنكه به مانعى برخورد كند و از آنجا اردوگاه كيليكىها را كه مشغول پاسدارى بودند تماشا كرد . وى سپس به طرف جلگهاى پهناور و زيبا پائين آمد آنجا آب فراوان ، درختان بسيار و شراب سرشار داشت . در اين محل درخت كنجد و محصول ارزن و گندم و ذرت به حد وفور بود و از يك سو تا سوى ديگر و از يك كرانهء دريا تا طرف ديگر بوسيلهء رشتههاى عظيم و بلند جبال احاطه شده بود . پس از فرود آمدن به اين نقطه ، در جلگه چهار منزل يا بيست و پنج فرسنگ پيش رفت و به تارسوس « 1 » شهرى بزرگ و آباد در كيليكيه رسيد . در آنجا قصر سينهزيس پادشاه كيليكيه واقع است و از ميان شهر رودخانهاى جارى است ، به نام سيدنوس كه دو پلترا ( هر پلترا در حدود 100 پا - م ) عرض دارد . سكنهء آنجا شهر را رها كرده همراه سينهزيس به قلاع كوهستانى گريخته بودند و همهء آنها مگر فقط ميخانه داران كه همانجا ماندند ، بعلاوه كسانى نيز كه در سولى و ايسوس « 2 » در كرانهء دريا سكونت داشتند . در آن حين و حال
--> ( 1 ) - Tarsus زادگاه پل از حواريون بر طبق افسانه تارسوس بوسيلهء Perseus پسر ستارهء مشترى بنا شده بود . ( 2 ) - Issus يا اسكندرون فعلى به عنوان محل يكى از درخشانترين فتوحات اسكندر بزرگ ( 333 ق . م ) مشهور است . م