گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

176

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

ترىباذ ساتراپ سرانجام يونانىها به سرزمين ارمنستان وارد شدند . اين كشور كوههاى خطرناكى نظير آنچه يونانىها تازه عبور كرده بودند نداشت اما آنها مىبايستى از عهدهء موانع جديدى برآيند . قسمت عمدهء آن سرزمين 5000 پا از دريا ارتفاع داشته بنابراين زمستانش طولانى و بسيار سرد و تابستان خيلى كوتاه بوده است . آنجا در ماه ژوئن ( خرداد ) غله جوانه مىزند و سپتامبر آن را درو ميكنند سپس زمستان فرا ميرسد . آنها در ماه دسامبر به اين ناحيه رسيده بودند و به زودى گرفتار سرماى طاقت‌فرساى ارمنستان شدند . بعد از عبور از رودخانهء كنتريت مسافتى را بالغ بر يكصد و بيست ميل در اراضى هموار پيمودند بدون آنكه اثرى از دشمن ديده شود ، اين پيشروى شش روز طول كشيد . شبها به حوالى دهات پناه مىبردند ، روز هفتم با دسته‌اى سوار كه ساتراپ ترىباذ فرماندهء آن بود و او در نزد شاه قرب و منزلتى خاص داشت و هنگامى كه افتخار حضور داشته شهنشاه را در سوار شدن بر اسب يارى ميكرده است برخورد كردند . وى تاخت به طرف لشكر يونانى آمده تقاضا كرد با سركرده‌ها داخل صحبت شود و پيشنهاد امضاى معاهده نمود كه بنابرآن يونانىها متعهد شوند دهات را طعمهء حريق نكنند و به اهالى آسيبى نرسانند ولى آزاد باشند آنچه آذوقه احتياج دارند