گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

160

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

تا گروه سپرداران از جناح راست ميدان برسند و در بالاى تپه مستقر شوند . پس اين عده بر دستهء دشمن كه عقب‌داران لشكر يونانى را در معرض حمله و خطر قرار داده بودند چيره شدند . متخاصمين نيز در حين پائين رفتن دست از حمله كشيدند تا مبادا از لشكر اصلى خود جدا افتند و از دو جهت بوسيلهء دشمن محاصره گردند . بدين سان باقى آن روز را يونانىها باز پيشروى كردند دسته‌اى از بالاى كوه دستهء ديگرى نيز از دامنه در موازات آنها به دهات رسيدند . در آنجا هشت جراح به كار گماشتند چون عدهء زيادى از سربازان زخمى شده بودند . ايشان در اين دهات سه روز درنگ كردند هم به خاطر مجروحين و هم از آن جهت كه همه قسم ما يحتاج شامل آرد ، شراب و جو كه براى اسبها لازم بود در آنجا به حد وفور وجود داشت و همهء اين لوازم نيز بوسيلهء نايب ساتراپ آن ناحيه فراهم گشت . روز دوم باز پيشروى خود را در دشت ادامه دادند اما تيسافرن دنبال آنها افتاد و پيوسته مزاحم بود . آن‌گاه يونانىها به اين نكته برخوردند وقتى كه دشمن در تعاقب باشد محوطهء خالى در وسط لشكر آرايش ناقصى است چون وقتى كه دو جناح به هم نزديك شوند خواه هنگامى كه به جادهء باريكى رسيده باشند و يا به كوه يا پلى برخورده باشند اين وضع پيش مىآيد و نفرات سنگين اسلحه كه در وسط قرار دارند ناچار تحت فشار شديد واقع و عبور و حركتشان مشكل خواهد شد و اگر همگى درهم‌وبرهم شوند آشفتگى پديد خواهد آمد و در نتيجه چنين وضع و حالى هيچ كار سودمندى از آنها ساخته نخواهد بود . بعلاوه وقتى كه باز دو پهلو از يكديگر دور شوند آنها كه در هم رفته بودند پراكنده مىشوند و روحيهء آنها خراب خواهد شد بخصوص وقتى كه دشمن هم از