گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
161
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
قفا مزاحم باشد . از طرف ديگر در حين عبور از پل يا معابر ديگر همه شتاب دارند كه اول بگذرند و فرصتى مطلوب براى يورش دشمن فراهم خواهد شد . هنگامى كه سركردهها به اين دشوارىها برخوردند گروهان ششگانه هر يك شامل صد نفر ترتيب داده و سردستهاى براى هر كدام تعيين كردند و رسدبان و سرجوخه نيز برگزيدند . از آن پس هرگاه دو پهلو در حين پيشروى ناگزير بهم نزديك مىشدند . « 1 » اين دستهها كنار مىكشيدند تا مانع عبور نفرات جناحين نشوند و در آن حين خود از دنبال جناح راه مىپيمودند . بدين ترتيب همين كه اضلاع ميدان در وسط بار ديگر باز شود فاصلهء بين دو جناح را اگر خيلى باريك باشد بوسيلهء رسدها و هرگاه فاصله زياد باشد بوسيلهء جوخهها و اگر هم خيلى زياد باشد با گروهان « 2 » پر مىكنند و منظور هم آنست كه حتى الامكان شكاف پر شود كه در اين صورت در حين عبور
--> ( 1 ) - فرماندهان پنجاه و بيست و پنج نفرى يا نيم يا ربع گروه . ( 2 ) - جوخه يا يك چهارم گروه شامل 25 نفر ( 24 + 1 سرجوخه ) معمولا در صف سه نفرى حركت ميكردند يعنى سه نفر در جلو و هشت نفر در عمق و گروه به يكى از سه شكل ذيل تشكيل مىيافته است : ( آ ) يك جوخه در جلو و چهار جوخه در عمق ( ب ) دو جوخه در جلو دو جوخه در عمق يا ( پ ) يك جوخه در جلو و يكى در عمق سه گروه در رديف به صورت ذيل : ( آ ) بنابراين به صورتى شامل سه جوخه يا نه نفر ( پ ) هيجده نفر در جلو در فرم ( پ ) جبههاى شامل سى و شش نفر . اين وضع صفآرائى سه گروه خاص در جبههء ميدان داخلى بوده كه گزنفون به ترتيب « بوسيلهء گروه رسد و جوخه عنوان كرده است » .