گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
156
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
آنها درنگى ننمود و به طرف گردنه فرار كرد . در اين تعاقب عدهء زيادى از چريكها كشته و بقيه هم در حدود هيجده نفر اسير شدند . سربازان يونانى فقط به حكم غريزه نعش مقتولين را برهنه كردند تا منظرهء آن ترس و دهشت در جان افراد دشمن بيندازد . چون دشمن به شرحى كه گذشت تلفات و صدماتى ديده بود فرا رفت و يونانىها بدون مزاحمت بقيهء آن روز ، راه خود را ادامه دادند تا به رودخانهء دجله رسيدند ، در اينجا شهرى وسيع و متروك به نام لاريسا « 1 » بود كه در روزگار سابق مادىها در تصرف داشتند . عرض ديوارهاى آن بيست و پنج و ارتفاعش صد پا و سراسر محيط آن دو فرسنگ بوده كه با خشت بر پايهء سنگى به ارتفاع بيست پا ساخته بودند . اين شهر را شهنشاه ايران « 2 » در زمانى كه پارسيان عزم تصرف قلمرو ماد را كرده بودند محاصره كرد اما قابل تسخير نبود تا آنكه ابرى برآمد و چهرهء خورشيد را پوشانيد و شهر را از انظار پنهان كرد و اهالى ناچار آنجا را رها كردند و بدين ترتيب به تصرف درآمد . در نزديكى اين شهر برجى با سنگ برپا شده بود كه يك پلتروم عرض و دو پلتروم ارتفاع داشت بر بالاى اين برج رفيع عدهاى از چريكهاى فرارى از دهات مجاور پناه آورده بودند . از اين محل آنها يك منزل شش فرسنگ پيش رفتند و به نقاط مستحكمى كه متروك و بىسكنه بود رسيدند نام اين شهر مسپيلا « 3 » و
--> ( 1 ) - اين شهر را كه گزنفون لاريسا ناميده همان شهر بزرگ آشور كالاه بوده كه نامش در كتاب تكوين هم آمده است . م ( 2 ) - كوروش بزرگ ( 558 تا 529 قبل از ميلاد ) ( 3 ) - ويرانههائى كه گزنفون در اين محل ديده بود آثار نينوا پايتخت مشهور -