گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
155
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
بخش 19 آن روز ايشان به آرامى گذشت ولى روز بعد كه زودتر از وقت معمول هم برخاسته بودند به راه افتادند چون ناچار بودند از تنگهاى كه در پيش بود عبور كنند و بيمناك بودند كه در حين عبور از آنجا دشمن در كمين باشد . اما بعد از گذشتن از آن نقطه ميترادات با هزار نفر سوار و چهار هزار كماندار و فلاخن انداز باز جلو آمد . او اين عده را از تيسافرن خواسته و قول داده بود كه با داشتن چنين دستهاى يونانىها را به تيسافرن تحويل خواهد داد . وى حس تحقيرى نسبت به يونانىها پيدا كرده بود چون دفعهء پيشين با عدهء معدودى به آنها حمله و صدمهء كلى وارد كرده بود بدون اينكه به خيال خودش تلفاتى ديده باشد . بنابراين هنگامى كه يونانىها از گردنه گذشته ، در حدود هشت استاديا از آنجا دور شده بودند ميترادات با گروه خود به آنجا رسيد . در آن گيرودار به نفرات سنگين و سبك اسلحه يونانى كه مأمور عقب راندن دشمن بودند و به سواران نيز دستور صادر شد كه در تعاقب آنها بىباكى و رشادت تمام نمايند و مطمئن باشند كه نيروى امدادى كافى از دنبال خواهد رسيد . پس همين كه ميترادات بدام افتاد در همان حينى كه كمانداران و تيراندازان به مقصد خود نزديك مىشدهاند يونانىها با دادن علامتى آمادهء كار شدند و همچنين پيادگانى كه منتظر دستور بودند و سواران نيز به دشمن تاختند كه در قبال حملهء