گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

147

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

كمترى گرفتار كار باربرى باشند . زيرا وقتى كه عده‌اى مغلوب شوند خوب ميدانند همهء مايملك ايشان نيز بدست ديگران خواهد افتاد اما اگر فاتح شويم دشمن را باربر خويش خواهيم كرد . موضوع ديگرى هم براى تذكر باقى است كه به نظر من بدون شك اهميتى بس عظيم دارد . خودتان ديده‌ايد كه تا دشمن سركرده‌هاى ما را دستگير نكرده بود جرأت شروع كردن عمل خصمانه نداشت چون مى - پنداشت تا وقتى كه فرماندهان ما زنده‌اند و از آنها اطاعت داريم ميتوانيم در پيكار با آنها چيره گرديم اما هنگامى كه سرداران ما را بردند خيال ميكردند بواسطهء فقدان رهبر و انضباط كار ما زار خواهد شد . پس فرماندهان كنونى ما بايد بيش از سركرده‌هاى پيشين درايت و هشيارى نمايند و سربازان هم بايد نسبت به سركرده‌ها بيشتر از معمول اطاعت نشان دهند و بايد اخذ رأى كنيم كه اگر فردى نافرمانى كند هركس از شما كه در دسترس باشد باتفاق فرمانده در مجازات كردن عنصر نافرمان بكوشد . ازينرو دشمن نيز به اشتباه خود پى خواهد برد زيرا ديگر فقط با يك كلارخوس سروكار نخواهند داشت بلكه با ده هزار سرباز فداكار . اينك وقت آن است كه كمتر صحبت شود و بيشتر عمل و اقدام كنيم چون بعيد نيست دشمن به زودى فرا آيد . هر كس با اين پيشنهادها موافق است زود رأى بدهد كه بايد عاجلا بمرحلهء اجرا درآيد اما اگر كسى نظريات بهترى دارد همه حتى سربازان هم آزادانه اظهار بدارند زيرا كه آنچه مايهء احتياج همگى است سلامت و نجات ماست . » آن‌گاه خريسوفوس اظهار داشت : « همين حالا رسيدگى خواهيم كرد كه علاوه بر آنچه گزنفون پيشنهاد نموده آيا اقدام ديگرى لازم است يا خير ، اما