گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
148
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
دربارهء پيشنهادهائى كه او كرده است بدون تأخير رأى مىگيريم و هركه با آنها موافق باشد دست بلند كند . » همه دست بلند كردند . سپس گزنفون باز برخاسته گفت : « آقايان اكنون به عرايض ديگرم گوش فرا دهيد . ما چارهاى نداريم مگر آنكه اول به تهيهء آذوقه اقدام كنيم كه شنيدهام براى اين منظور در مساحت تقريبا بيست استاديا از اينجا دهاتى مرغوب هست و جاى شگفتى نخواهد بود دشمن نيز چون سگى مرعوب كه به عابرين پارس مىكند و در صورت امكان گاز ميگيرد و همين كه دنبالش كنند فرار خواهد كرد در حين عقبنشينى از دنبال ما بيايد ازينرو شايد مصونترين راهها آن خواهد بود كه به آرايش دستهء سنگين اسلحه با ميدانى خالى در وسط حركت كنيم و بدين وسيله قسمت بار و توشه و انبوه خيمهداران در وسط محفوظ باشند . در اين صورت لازم است فورى معلوم داشت كه فرماندهى محوطهء مركزى و قسمت خوار و بار بر عهدهء كه باشد و چه كسانى جناحين را مراقبت نمايند و عقب جبهه زير فرمان كه باشد تا در صورت يورش دشمن احتياجى بمشورت و اخذ تصميم نباشد بلكه مأموران در موضع خود آمادهء كار باشند . حال اگر كسى تدبير بهترى دارد آن را اجرا كنيم . و گرنه پيشنهادم اينست كه خريسوفوس جلودار باشد بخصوص كه او اسپارتى است و دو سركردهء سالخورده جناحين را نگاه دارند و عجالتا ما دو نفر تيمازيون و خودم عقبدار جبهه باشيم و در آينده نيز ضمن آزمايش كردن اين آرايش نظامى هر ترتيب بهترى كه احيانا به نظر آيد اختيار كنيم » . چون كسى نظر ديگرى نداد گزنفون اظهار داشت آنها كه با اين پيشنهاد موافقاند دست بلند كنند و موضوع تصويب شد . وى افزود « حال بايد