گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
146
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
در اينجا قصد ماندن داريم با نهايت خوشوقتى همين كار را براى ما خواهد كرد . اما من نگران از آنم كه هرگاه ولو يك بار ما لذت زندگى قرين آسايش و تجملآميز آنها را درك كنيم و باز نان بلند قامت و دختران ماد و پارسى محشور شويم مثل آنها كه اهل چرت و كيف بودند ( كنايه به داستان اوديسه « 1 » است ) ياد وطن از سرما بيرون خواهد رفت . پس به عقيدهء من شايسته و سزاست كه مهمترين تكليف خويش را آن بدانيم كه نزد پدران و مادران خود در يونان بازگرديم و به آنها خاطر نشان سازيم كه خود سبب تنگدستى خويشاند زيرا ايشان كه در وطن زندگى سختى دارند مىتوانند به اين نواحى فرا آيند و خود به رأى العين دريابند كه از چه نعمتهائى محروماند . آقايان حاجت به بيان نيست . همهء اين نعمتهاى ناب از آن كسانى خواهد بود كه عزم و قدرت تصاحب آن را دارند ولى بايد نكتهء عمدهء ديگرى را هم در نظر داشت ، به عبارت ديگر چگونه مىتوانيم بدون خطر راه بازگشت پيش گيريم و اگر لازمهء آن كار جنگ و پيكار است بايد كه در بهترين شرايط نبرد كنيم » . گزنفون افزود : « پس اولا لازم است ارابههائى را كه داريم بسوزانيم تا چارپايان پيش آهنگ ما نباشند و بهترين راه سلامت و صلاح لشكر را اختيار كنيم . در ثانى بايد خيمههاى خود را نيز در آتش بيندازيم زيرا حمل آنها خالى از محظور نيست و به هرحال كمكى در كار نبرد و يا وسيلهء تحصيل آذوقه نخواهد شد . بعلاوه بايد از تمام اشياء اضافى خود صرفنظر كنيم و فقط چيزهائى را كه به كار جنگ يا خورد و خوراك خواهد رفت نگاه داريم تا هرچه بيشتر عده را مسلح سازيم و افراد هرچه
--> ( 1 ) - Odyssey منظومهاى حماسى منسوب به هومر شاعر نامى يونان باستانى است .