گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

126

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

بيگانه بود بدان سبب روابط نزديك ايجاد نمود كه آريه‌اوس به پسران خوشرو تعلق خاطر داشته و خودش نيز در حالى كه هنوز تارموئى بر عذارش نداشته در دام محبوبى ريشو به نام تاريپاس افتاده بود . وقتى كه سركرده - هاى همقطار او به دليل همكارى با كوروش در لشكركشى بر ضد شاه كشته شدند او كه خود نيز شريك كار آنها بود ابتدا از سرنوشتى شوم رهائى يافت و فقط بعد از قتل ديگر سرداران بود كه پادشاه به كشتن او نيز فرمان داد . مثل كلارخوس و ساير سركرده‌ها سرش بر باد نرفت كه مىگويند مرگى سريع دارد بلكه روايت كرده‌اند كه او را زنده زجر دادند . ازين‌رو به مرگ تبهكاران دچار گرديد . اجياس آركادى و سقراط آخنى دو نفر ديگرى بودند كه زهر اعدام نوشيدند . احدى آن دو را در كار رزم عاجز و زبون بشمار نياورده است يا در راه دوستى بىحميت و بىشعار . اين هر دو نفر در موقع مرگ سى و پنج ساله بودند .