گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
127
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
بخش 16 پس از آنكه « 1 » سركردهها دستگير و سردستهها و سربازانى كه همراه آنان بودند كشته شدند يونانىها خواه و ناخواه در زير بار كوه غم و اندوه گرفتار شده مىانديشيدند كه چون در آستانهء قلمرو پادشاهند و بوسيلهء طوايفى بدخواه و بلادى دشمن احاطه شدهاند ديگر امكان دسترسى به فروشگاه و تحصيل آذوقه ندارند و بيش از ده هزار استاديا نيز از سرزمين يونان دور افتاده بودند و كسى را هم بلد و راهنما نداشتند و در راه بازگشت به وطن خويش رودخانههاى غير قابل عبورى در پيش داشتند . چريكهاى بيگانه نيز كه در لشكر كوروش از سواحل دريا تا اين محل با هم آمده بودند نسبت به ايشان خيانت ، پيشه ساختند حتى يك سرباز سوار براى حمايت آنها در اختيار نبود و پاك بىكس و تنها مانده بودند . وانگهى ميدانستند هرگاه غالب شوند مگرچه عدهاى را مىتوانستهاند معدوم كنند و حال آنكه معلوم بود اگر مغلوب شوند يك تن از ميان آنها زنده نمىمانده است . با افكارى پريشان و در كمال
--> ( 1 ) - خلاصهء شرح فصل گذشته : چگونه يونانىها سير و سفر خود را همراه كوروش از كرانهء دريا به نواحى كوهستانى و تا هنگام پيكار برگزار كرده بودند و بعد از كشته شدن كوروش وقتى كه با تيسافرن در حين قرار داد متاركهء جنگ بازمىگشتهاند چه حوادثى بر آنها گذشت .