گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

123

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

فرمانى رسمى بود يا در اثر احتياج و يا جهات اضطرارى ديگر مطيعش بودند ولى همين كه در سايهء فرماندهى او آثار چيرگى بر دشمن نمودار مىگشت از آن پس علايم بارزى از كار آمدى سربازانش نيز آشكار مىشد چون با او در برابر دشمن احساس اعتماد مىكردند و از بيم مجازاتش رفتار قرين انضباط عالى مىنمودند . اين بود شمه‌اى از خصايص فرماندهى كلارخوس اما بطورى كه گفته‌اند امر و فرمان احدى را هم دوست نداشته است . وى هنگام مرگ پنجاه ساله بود . پروكزنوس اهل بئوسى از اوان جوانى اشتياق فراوان به كارهاى برجسته و اشتهار داشته و بواسطهء همين علاقهء شديد حق تدريس گزاف گرجياس اهل لكونتىنى « 1 » را پرداخته و بعد از كسب تعليماتى در زير دست او مىپنداشت كه شايستگى سرورى را احراز كرده بود و بوسيلهء احسان و بخشندگى ، با عناصر سرشناس زمانهء خود دوستى يافت و در لشگركشى كوروش شركت نمود و اميد داشت كه از آن راه نام رفيع و قدرت وافى و مال فراوان فراهم سازد ولى در حالى كه علاقهء تام در احراز اين مقاصد و آرزوها داشت باز جاى شبهه باقى نمىگذاشت كه از راه ناصواب طالب تحصيل هيچ يك از مقاصد مزبور نبوده بلكه ترجيح ميداده است بوسيلهء درستى و خوش‌نامى يا كاملا به مطلوب خويش برسد و يا اينكه اصلا مرادش حاصل نشود . از لحاظ مقام رهبرى نيز او منزلت شامخى داشته و فرمانش بر افراد وزين روا بوده اما فاقد اين استعداد كه در سربازان خود احترام و يا

--> ( 1 ) - گرجياس استاد شهير در فن خطابه و بيان شهرت حق التدريس سنگين او به مبلغ 100 مينا ( 375 ليره ) همان اندازه بوده كه خود او شهرت بسيار داشته است . م