گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
124
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
حس ترس ايجاد كند . برعكس در واقع واهمهء او از نفراتش بيشتر از ترس آنها نسبت به خودش بوده و پنهان نميداشته كه از توليد بيزارى در ميان افراد نسبت به خويشتن بيشتر از احتمال نافرمانى آنها نگران بوده است . عقيدهء او دربارهء فرمانده و شرط فرماندهى اين بوده كه كافى است از نفراتى كه خدمت و كارشان درست و شايسته است تمجيد و از تحسين كردن عناصر خطا كار خوددارى نمود . در نتيجه اين رفتار افراد صالحى كه پيرامونش بودند دلبستگى بسيار نسبت به او همى نمودند ولى مردم بىبندوبار در صدد توطئه عليه او برمىآمدند با اين فرض و خيال كه درافتادن با او كار دشوار نيست . او در موقع مرگ سى ساله بود . منون تسالى آشكارا حرص فراوانى در گرد آوردن ثروت سرشار نشان مىداده و از آن جهت مقام فرماندهى رفيع ميخواسته است كه وسيلهء جمعآورى مال بيشترى بشود . منزلت و خوشنامى را هم براى استفادههاى كلان طالب و همواره مترصد دوستى با ارباب اقتدار بود تا در صورت ارتكاب خلاف از بابت كيفر و مجازات دچار واهمه نباشد . وى براى احراز مقاصدى كه در سر داشته مىپنداشته است كه نزديكترين راهها تقلب و نارو و فريب بوده است ازينرو صداقت و حقيقت دوستى را عين حماقت مىانگاشته است . بدون شك او نسبت به احدى احساس محبت نمىكرد و اگر هم با كسى ادعاى دوستى مىنمود خود نشانهء آن بود كه بر ضد او خيال فتنه - انگيزى داشته است . هيچگاه دشمن را ريشخند نمىكرد ولى در محاوره همهء محشوران خويش را دستخوش نيشخند مىساخت . او نسبت به مال دشمنان خيال طمعى نمىنمود چون ميدانست از عهدهء تصرف مال كسانى