گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
122
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
عشق و علاقهء جنگىاش بىتناسب نبوده است مثلا بيش از هر كس ديگر مهارت و شايستگى بسيار در تمهيد وسايلى داشته كه موجب تهيه و تأمين آذوقهء نفراتش مىگرديد و به همهء اطرافيان خود هم آشكارا نشان ميداد كه جز اطاعت فرمانش راهى ندارند . اين نتيجه از آنجا بدست مىآمد كه در كارها سختگير بود . قيافهء عبوس و صداى خشنى داشت و گاهى در حين خشم افراد را سخت مجازات مىكرد به حدى كه بعضى اوقات از كردهء خويش پشيمان مىگشت ولى از راه موجه و معقول به تنبيهات مىپرداخت و معتقد بود لشگرى كه در آن اصل تنبيه و مجازات جارى نباشد كارش لنگ و وجودش سرانجام مايهء ننگ خواهد شد . از قول او نقل كردهاند كه عقيده داشت از آن سربازى ، پاسدارى درست يا بىآزارى دربارهء دوست و يا پايدارى در مقابل دشمن ميتوان انتظار داشت كه از فرماندهء خود بيشتر از دشمن بترسد . بنابراين در حين خطر افراد از او اطاعت تام داشتند و هيچ فرماندهى را بر او ترجيح نمىدادهاند چون مىگفتهاند در قبال خطر قيافهء عبوس او شكوفان مىشود و سختگيرىاش حاكى از عزمش بر ضد دشمن و ازينرو دال بر رستگارى و نجات بوده است و با احراز پيروزى ديگر سختگيرى نمىنموده اما وقتى كه خطر مىگذشت و آنها زير دست فرماندهء سختگير ديگرى مىافتادند زودتر كش ميكردهاند زيرا كه به نظر آنها هيبت و جربزهاى نداشته بلكه همواره خشن و سختگير به نظر ميرسيده است . ازينرو سربازان نسبت به او همان رفتارى را داشتند كه كودكان به آموزگار دبستانى خود دارند و به همين مناسبت هم بود كه احدى با حالت ارادت يا خيرخواهى از او تبعيت نميكرد و بدان جهت اطاعتش را مىكردند كه