گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

121

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

كوروش جاى ديگر مذكور افتاد « 1 » بارى كوروش به او ده هزار دريك پرداخت . با دريافت اين مبلغ او به فكر خوش‌گذرانى نيفتاد بلكه لشگرى فراهم ساخت تا بر ضد تراكىها جنگ كند و آنها را در نبردى شكست داد و از آن پس نيز ايشان مورد نهيبش بودند و آن جنگ تا روزى دوام داشت كه كوروش را به لشگر او احتياج افتاد . ازين‌رو باز به عشق جنگاورى ، در لشگركشى كوروش شركت كرد . چنين رفتارى به نظر من دال بر جنگ‌پرستى عامل آنست كه با آنكه مىتواند از راه صلح بدون بدنامى يا تحمل صدمه حظ خاطر حاصل كند باز جنگ را ترجيح ميدهد و اگرچه قادر است فارغ البال در حال آسودگى زيست كند رنج و زحمت را رجحان مىنهد آن هم به شرط اينكه رنجى در راه جنگ و ستيز باشد و هنگامى كه مىتواند مال خود را بىمخاطره نگاه دارد با راه انداختن زد و خورد آن را هدر ميدهد . در مورد كلارخوس بايد گفت همان قسمى كه فلان كس به خاطر معشوقهء خويش زر ميدهد و يا براى خوش‌گذرانى پول خرج مىكند او نيز در راه جنگ و ستيز پول مىريخته و عشق او به جنگ و جدال انگيزهء اين رفتارش بوده است . از طرفى هم به آن سبب عاشق جنگ بود كه از خطر باكى نداشته و شب و روز آماده بود تا افراد خود را بر ضد دشمن حركت دهد و چنان كه تمامى همكارانش اذعان دارند در بحبوحهء بيم و وحشت نيز او همواره بىباك و خونسرد بود . گفته‌اند وى استعداد فراوان در كار فرماندهى داشته كه با

--> ( 1 ) - گزنفون در كتاب « بازگشت ده هزار نفر » و يا در آثار ديگر خود چيزى در اين باب ننوشته و شايد منظورش اين بوده كه در فصل اول همين كتاب آن مطلب را ذكر نموده است . م