گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
109
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
نمودند كه مبادا يونانيها پل را خراب و جزيره را قرارگاه ثابت خود كنند تا دجله و كانال از دو طرف حفاظ آنها باشد ، كه مىپنداشتند در اين صورت يونانيها ارزاق ناحيهء بين كانال و رودخانه را به خود اختصاص ميدادهاند زيرا كه در آنجا اراضى پهناور و حاصلخيزى بوده و برزگران به كشت و كار مشغول بودند بعلاوه ممكن بود آن محل پناهگاه عناصرى شود كه بر ضد پادشاه قيام كنند . بعد از اين جريان يونانيها به استراحت پرداختند ولى نگهبانى هم براى حفاظت پل گماشتند اما از هيچ ناحيه حملهاى به عمل نيامد و اثرى از دشمن نديدند گزارش مأموران هم حاكى بود كه پل قابل عبور است . سحرگاه از پل كه بوسيلهء سى و هفت قايق با استحكام تمام ساخته شده بود در شرف عبور بودند كه در آن حال از بعض يونانيها كه در لشكر تيسافرن بودند خبر رسيد كه پل را در حين عبور ايشان مورد حمله قرار خواهند داد ، اما اين خبر نيز ساختگى بود . براى مزيد اطمينان دربارهء عبور آنها گلوس با چند نفر ديگر جلو آمد و چون يونانيها را در حال عبور ديد تاخت فرا رفت . از دجله تا چهار منزل ديگر بيست فرسنگ پيش رفتند و به رود فيسكوس رسيدند كه داراى يك پلتروم ( صد پا ) عرض بود و پلى هم داشت . در اينجا شهر بزرگى بنام اوپيس « 1 » واقع بوده كه در حوالى آن يونانيها با برادر ناتنى كوروش و اردشير برخورد كرده بودند . او لشكر انبوهى از شوش و اكباتان چنان كه خود مىگفته است براى قشون شاهى مىبرده ، عدهء خود را متوقف ساخت و بنظاره كردن لشكر يونانى كه عبور ميكردند پرداخت .
--> ( 1 ) - Opis