گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
104
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
بخش 13 آنگاه يونانىها و آريهاوس در جوار يكديگر چادر زدند و بيست روز بازگشت تيسافرن را انتظار كشيدند . « 1 » در اين ميانه برادر آريهاوس و منسوبان ديگر او وعدهاى از پارسيان نزد ايشان آمده خبر و پيامهاى اطمينانبخش آوردند كه پادشاه بمناسبت شركت آنها در لشكركشى كوروش يا بواسطهء ساير اقدامات خصمانهء قبلى قصد و غرضى بر آنها ندارد . در حينى كه اين رفتوآمدها جريان داشت آشكار مىنمود كه آريهاوس و همراهانش ديگر توجه چندانى نسبت به حال آنان ندارند و اين خود دليل بارزى شد كه چگونه از آن پس يونانىها از رفتار آنها خشنود نمىنمودند و نزد كلارخوس و ديگر فرماندهان رفته اظهار ميداشتند : « چرا ما خود را معطل كردهايم ؟ آيا هنوز واضح نيست كه پادشاه نقشهاى غير از فناى ما ندارد ؟ تا ساير يونانىها از قيام بر ضد پادشاه بزرگ بيمناك شوند ؟ در وضع فعلى او سعى دارد ما را در اينجا سرگردان كند چون قشون خود او پراكنده است اما همين كه بار ديگر لشكريان خود را
--> ( 1 ) - ديو دور سيسيلى نوشته است اين بيست روز تأخير بمناسبت عروسى تيسافرن با دختر پادشاه بوده بعلاوه شاه حكومت آسياى صغير را نيز كه با كوروش بوده بواسطهء خدماتش به تيسافرن داد . اما اين قول صحيح به نظر نميرسد و گويا منظور نويسنده ازدواج ارونتاس ساتراپ ارمنستان با دختر شاه بوده است . ( نقل از شرحى مربوط به اين موضوع مندرج در ترجمهء ديگر اين كتاب به قلم واتسن ) مترجم .