گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
75
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
نامه بعنوان اعليحضرت پادشاه ايران در لار به من اطلاع دادند كه ناو دريايى اربابم ، پادشاه پرتغال به بندر كنگ رسيده است و نامهاى نيز از نايب السلطنه هندوستان دريافت داشتم . در آن نامه به من امر شده بود كه به اعليحضرت يادآورى كنم كه در سال 1694 در حالى كه ساكن سرزمينهاى شمالى بودم اطلاع يافتم كه اعراب به بندر كنگ حمله كردهاند و بغارت اهالى پرداخته و توپخانه قلعه را به يغما بردهاند ، بسرعت يك ناو جنگى مجهز براى پادشاه تقديم داشتيم تا بوسيله آن از اعراب بخاطر اين جسارت انتقام بگيرند . اين هديه ، نه تنها مورد قبول پادشاه قرار گرفت بلكه آن را بعنوان شاهد مستندى از طرف اربابم ، شاه پرتغال تلقى كردند . در نامهاى كه اعليحضرت بعنوان نايب السلطنه هندوستان فرستادند مواد قرارداد كه با دولت هندوستان بسته شده بود نيز ضميمه گرديده بود در آن نامه با قولهاى موكد و با تعهدات كافى بما اطمينان داده بودند كه هيچگاه از مواد موافقتنامه نظامى انصراف حاصل نخواهند كرد و همين امر باعث شد كه نايبالسلطنه ناو جنگى دوم را در سال 1696 ارسال داشت و مرا همراه آن براى عرض تبريك به آن اعليحضرت به علت جلوس بر تخت سلطنت اعزام داشت پيش از شرفيابى حضور اعليحضرت اطلاع يافتم كه سردار تعيين شده به مجرد اطلاع از ورود كشتى ما بشتاب عازم بندر كنگ شده است تا مقدمات نبرد را فراهم كند . در موقع ورود به دربار تقريبا از همه چيز مطمئن بودم . معهذا مدت زيادى نگذشت كه اعليحضرت تصميم ديگرى اتخاذ فرمودند و حتى امر به بازگشت ناو جنگى صادر فرمودند زيرا از فقدان آب و آذوقه در مسير قشون آگاه شده بودند . ناچار من به فرمانده كشتى نوشتم كه بدليل موقوف شدن جنگ مىتواند به گوآ باز گردد و نايبالسلطنه را از