گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
55
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
مهماندار مرا به تالارى كه سرتاسر آن با قالى مفروش بود هدايت كردند در آنجا انتظار كشيدم تا مأمورى مرا به ورود به مجلسى كه شاه در آنجا حضور داشت دعوت نمود . بمحض ورود ، خلر آغاسى كه در آخرين حد قالى ايستاده بود راه را براى عبور رئيس كل تشريفات باز كرد . به مشاهده پادشاه ، به طرز خودمان با برداشتن كلاه اداى احترام كردم . در اين دربار مرسوم است كه سفراى خارجى سه بار پيشانى خود را بر زمين مىكوبند تا به نزديك پادشاه برسند . من با زحمت بسيار موفق شدم كه نظر مسؤلان امر را جهت اداى احترام به طريق ديگر جلب نمايم . قبل از اين مراسم براى صدر اعظم پيام دادم كه به طريق خودمان به شاه سلام خواهم داد . با اينكه در اينمورد دچار ترديد و اشكال شده بود ، سرانجام موفق شدم همگى را متقاعد سازم ، سلطان نيز قبول نمود كه بطرزى كه ميان پرتغالىها معمول است عمل نمايم . وقتى كه در مقابل پادشاه قرار گرفتم براى سومين بار تعظيم كردم و كلاهم را بر سر نهادم و اعتبار نامهام را همراه با نامهاى كه آماده كرده بودم تقديم داشتم زيرا در اين كشور رسم بر اين است كه اعتبارنامه را همراه با نامه مربوط به موضوع مذاكرات تقديم دارند . مترجم گفتههاى مرا به فارسى براى صدر اعظم و او نيز به زبان تركى براى سلطان ترجمه ميكرد و شاه بنوبه خود به زبان تركى پاسخ مىگفت زيرا زبان فارسى بين درباريان بندرت استعمال مىشود و آنها زبان تركى را كه بنظرشان غنىتر و قشنگتر از زبان فارسى است ترجيح مىدهند . پادشاه بعد از پرسش از سلامتى پادشاه ما و آن جناب ، از تعداد نفرات نيروى دريايى ما در بندر كنگ سؤال نمود . بعد از پاسخ دادن به تمام سؤالات وى ، در مورد قرارداد خودمان شروع به صحبت كردم . ولى هر بار شاه سخنان مرا قطع مىكرد و از اوضاع و احوال اروپا سؤال مىنمود سرانجام گفت كه قرارداد ما امسال به علت كمبود بيش از حد آذوقه و آب در مسير راهى كه قشون مىبايستى بپيمايد نمىتواند مورد اجرا قرار گيرد و درست هنگامى كه مىخواستم دلايل بيشمارى براى تشويق وى به جنگ با