گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )

44

گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )

اهدائى خان لار اقامت گزيديم . هنگام شب پيامى از وزير جهرم كه حاجى مومن نام داشت و قبلا منشى اعتماد الدوله بزرگ ، شيخ قلىخان بوده است دريافت داشتم ، پيام اين بود كه فرداى آن روز مىتوانم به شهر وارد شوم و او در يك منزلى شهر به استقبال من خواهد آمد . چون در اين فصل و در اين آب و هوا ، گرما كشنده و طاقت‌فرسا شده است لذا حركت كرديم و خيمه‌ها را در همان مكان رها نموديم . وزير را بفاصله كمى از آنجا يافتم كه با سيصد سوار به استقبال آمده بود . مطابق معمول بازوى راست مرا در دستهايش گرفت و تا منزلى كه برايم فراهم آورده بود همراهيم كرد و مدت زيادى در مجلس با من به گفتگو پرداخت . به جهت احترام زيادى كه براى سفرا قائل هستند از نشستن روى كرسى خوددارى مىكرد و روز بعد به ديدنم آمد و مرا بشام دعوت كرد . شب همان روز حركت كردم در حالى كه وزير و همان گروه سواران تا حدود يك منزل مرا مشايعت كردند . در موقع خروج از شهر به همان‌گونهء ورود به شهر ، تفنگداران باحترام شليك مىكردند . روز جمعه دهم اوت در هفت منزلى شيراز يكى از مستخدمين خان شهر به استقبال آمد و ضمن سلام خان اظهار داشت كه اقامتگاهى در قصبه اوگزوان « 1 » در دو منزلى شهر برايم فراهم نموده‌اند و مىتوانم هر روزى كه مايل باشم به آنجا وارد شوم . فرداى ورودم به آن اقامتگاه شخصيتهاى مهم شهر به ديدارم آمدند و داروغه از طرف خان شيراز تبريك ورود گفت و اظهار تأسف كرد كه خان به علت كسالت شديد و بسترى بودن نتوانسته است در مراسم استقبال خارج از شهر شركت كند ولى وزير خود را به همين منظور بجاى خود خواهد فرستاد . چون برايم معلوم شد كه تجاهل به بيمارى نمىكند فقط از نيامدن كلانتر كه بعد از خان دومين شخصيت شيراز است اظهار تعجب نمودم . در پاسخ گفت كلانتر حتى به استقبال اعتماد الدوله صدر اعظم دربار نيز زمانى كه به شيراز مىآيد ، نمىرود چرا كه كلانتر از خاندان محمد پيغمبر اسلام مىباشد و به علت اين افتخار از بسيارى از تكلف‌ها

--> ( 1 ) - Uxuan