گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
45
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
معاف است . چون بنظرم آمد كه اصرار در اين مورد بىنتيجه است مصمم شدم بعد از ظهر آن روز عازم شهر شيراز شوم . شخصيتهاى مهم شهر تا خيمهها آمدند ، وزير را با تعداد زيادى سوارهنظام در بين راه ملاقات كردم . همگى مرا به اقامتگاهم در داخل شهر هدايت كردند . اقامتگاه من از مجللترين و زيباترين منازل شهر بود كه به امر اللهوردىخان كه از شخصيتهاى معروف ايران و سردار قشون شاه عباس كبير در زمان جنگ با تركها بود ساخته شده است و زمانيكه گارسيا داسيلوا « 1 » سفير پرتغال از شيراز عبور مىكرد حاكم اين شهر بوده است . چهار روز بعد از ورودم به شيراز خان بديدارم آمد و از اينكه بر اثر بيمارى نتوانسته است در خارج شهر به استقبالم بيايد عذرخواهى مىكرد . او قبلا تقاضاى وقت ملاقات نموده بود ، منهم به نوبه خود بعد از گذشت چهار روز از او بازديد به عمل آوردم و ساعت بازديد را از پيش با گاهى او رسانيدم . در ساعت سه بعد از ظهر باتفاق عدهاى از مستخدمان خان كه براى راهنمائى بمنزلم آمده بود به آنجا رسيدم . در مقابل در ورودى تعداد زيادى از مستخدمان به انتظار من ايستاده بودند و مرا به اطاق بزرگى كه مجلس نام داشت هدايت كردند . در آنجا مدت زيادى به انتظار نشستم و از خان خبرى نشد سرانجام از يكى از مستخدمان در اين مورد جويا شدم . در پاسخ گفت مشغول گزاردن نماز مىباشد و بايست باز منتظر بمانيد . توسط همان مستخدم به خان پيام دادم كه اين طرز رفتار خوشآيند نيست و او مىتوانست در موقع ديگرى نماز بجا آورد نه در ساعتى كه من به ملاقات او ، آن هم با تعيين وقت قبلى آمدهام بعد از اين سخنان بر زين اسب قرار گرفتم و از اقامتگاه وى خارج شدم . در اين لحظه دو تن از مستخدمان به جانب من دويدند و گفتند كه نماز خان تمام شده و منتظر من است . در پاسخ گفتم به اطلاع وى برسانيد كه دير وقت است و در موقع مناسب ديگرى قرار ملاقات خواهيم گذاشت . همان روز به من معلوم شد كه خان از عمل زشتش سخت متأسف شده است . به جهت اينكه
--> ( 1 ) - Garcia da Silva