گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )

43

گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )

بر ماديان دو كيسه يكى مملو از سكه‌هاى طلا و ديگرى نقره بعنوان هديه فرستاده بود . توسط حامل هدايا براى خان پيام دادم كه ماديان را با كمال تشكر مىپذيرم ولى از قبول وجه نقد معذورم . زيرا در نزد ملت پرتغال قبول وجه نقد عملى دور از نزاكت و حتى غير شرافتمندانه است و مطمئن هستم شما در ارسال آنها قصد توهين نداشته‌ايد بلكه كمال حسن نيت را دارا بوده‌ايد ولى حامل پيام از اعاده سكه‌ها استنكاف ورزيد به عذر اينكه خان سخت متغير خواهد شد و او را مورد تنبيه و مواخذه قرار خواهد داد . سر انجام مصمم شدم يكى از زيردستان خود را همراه او كنم تا توضيحات لازم را بخان بدهد . در همان روز حركت ، خان ، دو خيمه ييلاقى هديه فرستاد و سه مستخدم هم جهت بر افراشتن آنها در طول راه آمده بودند . خان تذكر داده بود كه اين خيمه‌ها بسيار لازم و ضرورى هستند زيرا در گذرگاههاى ما محلهايى وجود دارد كه در آنها امكان اقامت و تسهيلات كافى نيست و در ضمن پيام داده بود كه به علت بيمارى و بسترى بودن از مشايعت من معذور است اما عمو و برادرانش و وزير و تمام سربازان مستقر در لار را خواهد فرستاد كه تا چند منزلى شهر مرا مشايعت نمايند . دو روز قبل از عزيمت از لار براى خان هدايايى از قبيل پارچه ، طلا ، موم ، فلفل و مقدارى اشياء كمياب فرستادم كه بسيار موجب رضايت و خشنوديش گرديده بود . چند روز قبل از حركتم از اين شهر جريانى رخ داد كه نمىتوانم از ذكر آن براى آن جناب خوددارى كنم . يكشب در محلى به اتفاق مترجم خود و پدر كنستانتينو دوسن اسپرى « 1 » كه تا اندازه‌اى فارسى را مىفهمد مشغول گردش بوديم به مسجدى رسيديم كه دو تا برج داشت و آنها را مناره مىنامند و موذن از بالاى آنها معمولا ساعت و موقع نماز را اعلام مىدارد . در آن لحظه مترجم و پدر كنستانتينو متوجه شدند كه موذن پس از ختم اذان با صداى بلند سلامتى و موفقيت سفير پرتغال را در انجام اين سفر از خداوند مسئلت مىنمايد . شنبه چهارم اوت به شهر جهرم رسيديم و در يك منزلى شهر در خيمه‌هاى

--> ( 1 ) - Constantino de Saint - Esprit -