گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
39
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
را به بازديد او فرستادم و از اين بابت بسيار خوشحال شد زيرا در غير اين صورت ملاقاتهايش را تجديد نمىكرد . چند روز پس از ورودم به كنگ ، جشن مفصلى بافتخار من در عمارت گمرك ترتيب داد . در ابتدا به عذر بيمارى از قبول دعوت امتناع ورزيدم ولى او بمنزلم آمد و گفت ضيافت را در عمارت دولتى متعلق به شاه برگزار مىكند نه در منزل شخصى و اگر دعوت را نپذيرم او مورد بازخواست قرار خواهد گرفت كه چرا پذيرائى و ضيافت چنان كه شايسته سفراى خارجى است خوددارى ورزيده است . به علت اصرارهاى فراوان او ، بر خلاف ميل دعوتش را پذيرفتم . فرداى آن روز شخصا به اتفاق چند تن از معتمدان محل به منزلم آمد و مرا به عمارت دولتى گمرك كه غرق در چراغانى و نور بود هدايت كرد . در تمام مدت جشن آلات موسيقى مخصوص بخودشان مترنم بود و آتشبازى ادامه داشت و بعد از اتمام جشن باز مرا تا منزلم بدرقه كرد . بعد از پانزده روز اقامت در بندر كنگ نامهاى از عباسقلىخان حاكم ايالت لار توسط ميرزا محمد حسين ، منشى او دريافت داشتم . اظهار لطف و محبت زيادى كرده بود و با نامه هدايايى از قبيل ميوههاى مختلف و تعدادى گوسفند و مرغ فرستاده بود . كوشش كردم بوسيله ميرزا محمد حسين از وضع و موقعيت جنگ با اعراب آگاه شوم و او به من اطمينان داد كه به امر شاه ، خان لار يعنى ارباب او مأمور جمعآورى قشون از گمرون « 1 » شده است و نيز گفت به او امر شده است كه تعداد همراهان را در كشتى معلوم كند . پس از سه روز اقامت در بندر كنگ و دريافت پاسخ نامهاش باضافه مقدارى هدايا جهت خان كه از آنها بسيار ممنون شد به طرف لار ، شهرى كه در پنجاه منزلى كنگ قرار گرفته است حركت كرد . از راهى به اين دورى بود كه خان تا اين حد نسبت به من ابراز ادب و محبت نموده بود . مدت يك ماه در بندر كنگ به انتظار رسيدن اسبهاى مورد نياز براى ادامه مسافرت به دربار اصفهان و همچنين هشتاد رأس قاطر براى حمل اثاثيه و بنه خود و همراهانم و نيز حمل هدايا
--> ( 1 ) - Gombron