گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

80

كورشنامه ( فارسى )

كلدانىها تسليم شدند و جزو متحدين درآمدند . اعزام نمايندگانى نزد هنديان . فصل دوم تسليم شدن كلدانيان . اعزام نماينده به نزد هنديان كورش فرداى آن روز تيگران را با زبده‌سواران مادى و عده‌اى از ارامنه كه لازم مىدانست ، با خود برداشت و سواره ، سرزمين ارمنستان را پيمود تا محل مناسبى براى ساختمان قلعه و بارو بيابد . چون بر سر تپه درآمدند از تيگران سؤال كرد : « كدام كوه است كه كلدانىها از آن مىگذرند و به دزدى و تجاوز به سرزمين ارمنستان مىپردازند ؟ » تيگران سلسله كوه‌ها را نشان داد . كورش سؤال كرد : « آيا آن نواحى حالا در تحت اشغال و نگهبانى است يا خير ؟ » جواب داد : « جاسوسانشان پيوسته مراقب وضع هستند و سركردگان خود را از آنچه واقع مىشود خبر مىدهند . » - پس از اطلاع چه مىكنند ؟ - به مدافعهء كوهستان‌ها مىپردازند و هريك به سهم خود به دفاع مىكوشد . كورش نگاهى به اطراف كرد و ديد قسمتى از سرزمين ارمنستان به سبب همين زدوخوردهاى مداوم باير و خالى از سكنه افتاده است . سپس به اردوگاه مراجعت كردند و پس از صرف شام به استراحت پرداختند . روز بعد تيگران به همراهى كليهء سواران خود فرارسيد . قريب چهار هزار سوار و ده هزار پياده و ده هزار تيرانداز فراهم ساخته بود . چون تازه‌واردان به نظم صفوف خود پرداختند كورش به قربانى و نياز مشغول شد . و چون علايم سعد و ميمون مشاهده كرد فرمان‌دهان پارسى و مادى را جمع كرده گفت : « ياران من ، اين كوه‌ها كه مشاهده مىكنيد به كلدانىها تعلق دارد و اگر ما آنها را در تصرف خود درآوريم و در قلهء آن برج و بارو بسازيم ، سرزمين كلده و ارمنستان را به خوبى نظارت خواهيم كرد . سعد ايام به ما نويد مىدهد كه در اين عزم خود توفيق خواهيم يافت . ولى اين را بدانيد كه كسب موفقيت در آن است كه انسان در هر كار با سرعت و تدبير عمل كند . لذا اگر