گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
81
كورشنامه ( فارسى )
ما بتوانيم قبل از آن كه كلدانىها خبردار شوند ، بر اين قلل شامخ مسلط شويم و خود را مستقر سازيم ، مسلم بدانيد با دشمنانى زبون و خوار طرف خواهيم شد . اگر ما با پشتكار و تصميم عاجلى اين مهم را از پيش برداريم با سهولت بسيار و مخاطرهء اندك به مقصود خود خواهيم رسيد . پس بشتابيد و اسلحه به دست بگيريد . شما اى مادىها ، از سمت چپ يورش بريد . و شما اى ارامنه ، نيمى به خط مستقيم و نيمى از جلو ما به پيش برويد . و شما اى سواران از پى ما بياييد و اگر كسانى در راه ماندند كمك كنيد تا به قله برسند . » كورش اين بگفت و در رأس ستونهايى كه بدينگونه تشكيل شده بود حركت كرد . كلدانىها كه از دور صحنه را مىديدند چون از حركت ستونها اطلاع يافتند فرياد برآوردند و گرد هم مجتمع شدند . كورش مرتبا زيردستان خود را به راهپيمايى و سرعت عمل تشجيع مىكرد : « اى ايرانىها ، حريفان به ما مىفهمانند كه بايد به سرعت خود بيفزاييم . اگر ما قبل از رقيبان به بلندىها مسلط شويم ، كارمان تمام است . » كلدانىها سپرى از چوب بيد و دو زوبين همراه داشتند و از جنگجوترين افراد اين كوهستانها بودند و هركس كه آنان را اجير مىكرد در خدمتشان درمىآمدند ، چه طبعا مردانى سلحشور و فقير و سرزمينشان كوهستانى و صعب و بىمحصول بود و قسمتى كه اندك محصول بار مىآورد به غايت محدود و كوچك بود . چون ستونها وارد معابر كوهستانى شدند ، تيگران كه در كنار كورش حركت مىكرد گفت : « كورش مىدانى كه به زودى بايد با حريفان دستوپنجه نرم كرد ؟ ولى ارامنه در برابر دشمن نمىتوانند مقاومت كنند . » كورش جواب داد كه به اين امر واقف است ؛ و پارسىها را تشويق كرد كه به محض اينكه ديدند ارامنه پا به فرار گذاردهاند و دشمن را به سوى آنها جلب كردهاند ، دمار از روزگار مهاجمين درآورند . ارامنه پيشروى مىكردند . ناگاه كلدانىها غريوى برپا ساخته بر سر ايشان تاختند . ارامنه نيز برحسب عادت خويش ميدان را رها كرده پا به فرار گذاشتند . كلدانىها به تعاقب آنان برخاستند ولى چون بقيهء سپاهيان را ديدند كه شمشير به دست منتظرشان ايستاده و تنى چند از جلودارها را به هلاكت رسانده يا دستگيرشان نمودهاند ، از پيشروى بازايستادند و عقبنشينى كردند . بدينقرار ، ديرى نگذشت كه ايرانيان به قلل جبال مرتفع دست يافتند . به محض اينكه قواى كورش مستقر شدند ، سپاهيان كلدانى را ديدند كه پا به فرار گذارده هر دسته به طرفى مىدويدند . كورش ، چون عموم سربازان به ارتفاعات درآمدند ، راحتباش داد . پس از صرف غذا چون ديد محل ارتباطى كلدانىها داراى آب و استعداد كافى است مصمم شد قلعهاى بنياد نهد . به تيگران امر داد پدرش را خبر كند كه به سرعت با آنچه بنّا و نجار و اثاث و لوازم در اختيار دارد براى ساختن برج و بارو حركت كند . قاصد به سوى شاه ارامنه حركت كرد و كورش به تهيهء مقدمات ساختمان پرداخت .