گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

79

كورشنامه ( فارسى )

- به چه جرمى ؟ - بدين‌عنوان كه مايهء فساد من بود . اما اى كورش آن مرد صاحب چنان روح پاك و باعزتى بود كه در حين نزع مىگفت : « تيگران گرچه پدرت مرا به كشتن داد ولى كينهء او را در دل مگير ، تقصير از او نيست ، از راه خباثت مرا نمىكشد ، به علت جهالت است . كليهء تقصيراتى كه آدميان از راه جهالت مرتكب مىشوند غيرارادى است . كورش بانگ برآورد : بىچاره مرد ! آن‌گاه شاه ارامنه كورش را مخاطب ساخته گفت : « اى كورش هر مردى كه زنش را در مصاحبت مرد ديگرى ببيند ، او را مىكشد ، نه بدين‌دليل كه او مايهء آشفتگى خاطر است بلكه بدين‌دليل كه به مهر و محبتى كه در دل آن زن ، خاص او بود ، تجاوز كرده است . او دشمن است و بايد خونش را ريخت ، من نيز به اين مرد به شدت حسادت مىورزيدم . » كورش جواب داد : « پناه بر خدا ! اى پادشاه ارمنستان ، درد دل تو را دريافتم . خطايت ناشى از ضعف آدمى است . تو هم اى تيگران ، اين تقصير را بر پدرت ببخش . » شاه ارامنه ، با زنان و فرزندان خويش ، با مسرت خاطر فراوان سوار بر ارابه شده به سوى قصر خويش روانه شدند . چون به محل اقامت خود رسيدند ، جز ستايش كورش سخنى نمىگفتند ، يكى حسن تدبير و كياستش را مىستود ، ديگرى جوان‌مردى و علو طبع و مقامش را ، يكى فطرت نيك و خلق خوش و آرامش را ، ديگرى قد رعنا و جمال زيبا و رخسار دل‌پسندش را مدح و ثنا مىگفت . تيگران زنش را مخاطب ساخته گفت : « آيا در نظر تو كورش زيبا و برازنده است ؟ » - من به صورتش نگاه نكردم . - پس چه كسى را نگاه مىكردى ؟ - آن‌كس را كه مىگفت حيات خود را مىفروشد تا زنش از قيد اسارت و بندگى خلاص شود . پس از اين بيانات هركس دست محبوب خود را گرفت و به گوشه‌اى رفت و به استراحت پرداخت . روز بعد شاه ارامنه سپاهيان و نقدينه و پيش‌كش و هداياى عظيم روانهء اردوگاه كورش نموده به بقيهء سپاهيان امر داد تا سه روز خود را آماده كنند و در ركاب كورش حاضر شوند . ضمنا دو برابر آنچه كورش مقرر داشته بود تنخواه تقديم كرد . كورش آنچه معين كرده بود برداشت و بقيه را مسترد داشت . آن‌گاه سؤال كرد : « كدام يك از پدر و پسر فرمان‌دهى سپاه ارامنه را بر عهده خواهد گرفت ؟ » پدر و پسر هردو داوطلب چنين خدمتى شدند . پدر گفت : « هركس را كه تو بخواهى . » پسر گفت : « كورش ، ولو به‌عنوان خادم باشد ، ركابت را ترك نخواهم كرد و زنم را نيز همراه خواهم برد تا آنچه را مىكنم ببيند . » سربازان پس از ضيافت دمى به آسايش پرداختند .