گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
76
كورشنامه ( فارسى )
- آيا عقيده دارى كه چيزى بيشتر از ترس و خوف شديد از مجازات ، روح را اسير كند ؟ آيا به اين مطلب پى بردهاى كه مردم ، در برابر سختترين مجازاتهايى كه قانون معين كرده است ، باز مقاومت به خرج مىدهند ولى وقتى تحت استيلاى ترس و وحشت شديد هستند ، جرئت نمىكنند به چشم آنكس كه از او مىترسند نگاه كنند ولو آنكه او به نرمى سخن بگويد ؟ - يعنى به عقيدهء تو ترس از مجازات مردم را بيشتر از عين عقوبات زجر و زحمت مىدهد ؟ - تو خود از تجربه آموختهاى كه اين سخن عين حقيقت است . تو بارها ملاحظه كردهاى كه كسانى كه از وطن و خانه و كاشانهء خود تبعيد مىشوند ، يا در حين مبارزه ، در تحت استيلاى ترس و وحشت از مغلوبيت درمىآيند ، به كلى فاقد اراده و توانايى مىشوند . درست مانند كسانى كه چون پا به عرشهء كشتى مىنهند از طوفان بر خود مىلرزند ، يا كسانى كه از بندگى و اسارت وحشت مداوم دارند ، جمله از غذا خوردن مىافتند ، خواب به چشمشان نمىآيد ، چون اسير ترس و گرفتار وحشتاند . اما چون از مملكت خويش طرد شدند يا پس از اينكه دچار شكست شدند يا در قيد اسارت و بندگى درآمدند ، آنوقت بهتر از مردان خوشبخت غذا مىخورند و مىخوابند . از اين قراين معلوم مىشود كه ترس و وحشت بر دوش آدمىزاد چه بار سنگينى است . بارها ديده شده است كه بسيارى از فراريان وقتى كه گرفتار شوند ، از خوف مرگ ، به حيات خود خاتمه مىدهند و خود را از بلندىها به زير پرتاب نموده ؛ حتى با انگشتان خود ، حلق خويش را مىفشارند تا بميرند ؛ يا چه بسا كه به جان يكديگر افتاده چون ديوانگان يكديگر را مىكشند . به زعم من ، ترس از همهچيز روح انسان را بيشتر معذب مىنمايد و تحت فشار قرار مىدهد و صدمهاش ناگهانىتر و شديدتر است . آيا تصور مىكنى كه وضع پدرم ، تحت استيلاى ترس و وحشت از بندگى و اسارت خويش و من و زنان و فرزندانش به چه پايه است ؟ كورش جواب داد : « تصور وضع دردناك و آشفتهاش دشوار نيست اما مردانى كه قدر عافيت نمىدانند و در زبردستى پرخاش و ناسزا روا مىدارند ، چون زيردست شدند ، بسيار آشفته و منقلب مىشوند ، اما چون دوباره از خاك ذلت برخيزند همان كارهاى ناشايست گذشته را آغاز مىكنند . » - بلى اى كورش ، خطاهايى كه ما مرتكب شدهايم به تو حق مىدهد كه به ما اعتماد روا ندارى . تو آزادى كه قلعهها بسازى ، استحكامات ما را تصاحب كنى و به آنچه در حصول اطمينان از وفادارى ما روا مىدانى عمل كنى . ولى ديگر شكايتى از ما نخواهى شنيد چه اين پند را پيوسته آويزهء گوش خود خواهيم كرد كه رفتار و كردار خودمان است كه مايهء بدبختى ما شده است . اگر موقعى كه حكومت اين كشور را به مرد درستى مىدهى ، از او بدگمان باشى ، متوجه باش كه اين نيكى تو مايهء قطع دوستى شما نگردد . از طرف ديگر ، اگر براى پرهيز از كينهتوزى او