گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

75

كورشنامه ( فارسى )

دو دولت با هم مىجنگند ، آن كه شكست مىخورد بىدرنگ از جنگ و ستيز با حريف خود باز مىايستد ؟ - پدرت با كدام شكست مواجه شده است كه حال بخواهد راه عقل و حسن‌تدبير بپيمايد ؟ در همين مبارزه مىخواست خود را آزاد كند ، اما باز طوق بندگى را در گردن نهاد و بيش از پيش اسير و گرفتار شد . او مىخواست اسرار خود را مكتوم دارد و يكباره حريف خود را غافل‌گير كند ، اما دچار شكست شد . - او ديد كه تو وقتى خواستى او را بفريبى ، به همان آسانى كه كوران و كران و ديوانگان را مىفريبند ، فريبش دادى . تو مىخواستى كسى به مقاصدت پى نبرد ، او نيز مىخواست در خفا براى خود استحكاماتى بسازد ولى تو او را در قلعه‌هايى كه به قصد دفاع از جان خويشتن بنياد نهاده بود ، زندانى كردى . تو به سرعتى از گوشه‌هاى دوردست ، در كمال اختفا و تردستى بر او تاختى كه مجال نكرد افواج خود را براى حمايت و دفاع از خود جمع‌آورى كند . - آيا تصور مىكنى چنين شكست‌ها مرد را به راه صواب و عقل هدايت مىكند و او را معترف به اين حقيقت مىسازد كه مردان بهترى در صفحهء روزگار يافت مىشوند ؟ - خيلى بهتر و سريع‌تر از آن‌وقت كه در ميدان كارزار دچار شكست و نكبت شود . زيرا آن كس كه در نتيجهء قوهء قهريه در ميدان جنگ دچار شكست شده است پيش خود فكر مىكند كه اگر تن خود را بهتر به وسيلهء تمرين‌هاى رزمى پرورش دهد در كارزار فايق مىآيد . يا شهرى كه مغلوب شود به اين اميد است كه با يافتن متحدين دوباره وارد ميدان نبرد شود . اما بارها ديده شده است كه كسانى كه برترى ديگران را بر خود مسلم ببينند ، بىچون‌وچرا با آنها از در اطاعت و خضوع درمىآيند و بدون اجبار امرش را مطاع و متبع مىشمرند . - از سخنان تو اين‌طور استنباط مىشود كه مردان تندخو معتقد نيستند كه انسان بايد ملايم باشد ، يا دزدان به چيزى غير از دزدى معتقد نيستند ، و دروغ‌گويان سخن راست را باور نمىدارند ، و يا ستم‌كاران به اين عقيده‌اند كه نبايد عدالت اجرا شود . مگر تو معتقدى كه پدرت در راه خدعه و تزوير عليه ما و در عهدشكنى و پامال كردن تعهدات خود از اين نكته غافل بود كه ما نيز مراقب وضع او هستيم و اجراى عهدنامه‌هايى را كه با آستياژ متعقد كرده است خواستاريم ؟ - من مىگويم براى اين‌كه كسى عاقل شود كافى نيست ديگران را بهتر از خود بداند بلكه بايد ضرب شصت عدالت قوىتر از خود را تحمل كرده باشد ، درست مانند وضعى كه پدرم اكنون به آن گرفتار است . - اما پدرت تاكنون هنوز متحمل جور و ستمى نشده است ولى مىدانم كه ترسش از اين است كه گرفتار عواقب شوم و ناگوارى شود .