گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
74
كورشنامه ( فارسى )
اينكه پسرش ، تيگران ، شفاعتكنان رو به كورش كرد و گفت : « اى كورش ، حالكه پدرم ترديد دارد اجازه بده آنچه مصلحت است تقاضا كنم . » كورش كه به يادش آمد تيگران در حين شكار ، مرد دانشمندى با خود داشت و از او تجليل مىكرد . خواست از عقيدهء او در اين باب آگاه شود . از اينرو اجازه داد كه عقيدهء خويش را بگويد . تيگران گفت : « اگر تو نيات و اعمال پدرم را صحه مىگذارى ، صميمانه درخواست دارم از آن تبعيت نمايى ، اما اگر معتقدى كه خطايى مرتكب شده و راه كژى پيموده است از او متابعت مكن ، صواب نيست . » كورش جواب داد : « در امر قضاوت هيچگاه از رفتار و كردار مرد مقصرى تقليد نخواهم كرد . » - راست است . - بنابه اقرار صريح خودت پدرت بايد تنبيه شود زيرا به مجازات رساندن مقصر عين عدالت است . - آيا به عقيدهء شخص خودت كدام راه صواب است : مجازات كردن مقصر به نفع يا به زيان تو . - در صورت اخير من خودم را تنبيه كردهام . تيگران گفت : « ولى اين را بدان كه كشتن كسانى كه در دست تو گرفتار و مطيع هستند ، در اين ساعت كه حفظ و نگهدارىشان شايان اهميت است ، به ضرر تو خواهد بود . » - چگونه ممكن است به كسانى كه راه پيمانشكنى در پيش گرفتهاند اعتماد نمود ؟ - اگر راه عقل بپيمايند استحقاق چنين گذشتى را دارند . زيرا اى كورش ، مصلحت در عقل است ، بدون عقل ساير فضايل شخص عبث و مهمل خواهند ماند . مثلا شجاعت و بىباكى به چه كار مىآيد اگر شخص از حليهء عقل محروم باشد . به چه درد مىخورد كه كسى غنى و سواركار خوب باشد و در كشور خود نيرومند باشد ولى راه عقل و تدبير نپيمايد ؟ زيرا به اتكاى عقل است كه هر دوستى مفيد و هر مخدومى نيك مىشود . - تو عقيدهمندى كه در يك روز پدرت از گمراهى به عقل و از سبكمغزى به تدبير و كياست تغيير وضع خواهد داد ؟ - البته ؟ - پس به زغم تو عقل يك تأثر روحى است مانند درد و الم ، نه يك دانش اكتسابى . تازه اگر چنين باشد ممكن است شخص فتنى ، عاقل و باكياست شود ، ولى از يك شخص سبكمغز ، يكباره عاقل شدن بسيار مستبعد ، بلكه محال ، است . - چرا ، ممكن است . مگر نديدى مردى كه جسارت ورزيده با مردى از خود نيرومندتر مىجنگد ، پس از شكست بىدرنگ بيمارى جسارت و تهور او شفا مىيابد ؛ يا نديدهاى كه وقتى