گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
61
كورشنامه ( فارسى )
اين بود خلاصهء گفتار فرولاس . از بين حضار چند نفر ديگر گفتههاى اين اشخاص را تأييد كردند و عموما بر اين عقيده شدند كه بايد هركس را به فراخور رشادتش پاداش دهند و كورش را بهعنوان قاضى برگزيدند و حكم او را مطاع دانستند و جلسه پايان يافت . روزى كورش گروهان كاملى را كه عموما در مسابقه پيروز شده بودند به اتفاق فرمانده به خيمهگاه خويش فراخواند . اين دستهء صدنفرى را به دو گروه پنجاهنفرى تقسيم كرده مقابل يكديگر قرار داده بودند . جملهء حريفان زره بر تن و سپر در دست چپ داشتند . پس بهدست راست يك رديف نيزهء چوبى بلند دادند و طرف مقابل را مقرر داشتند با كلوخ به حريف خود حمله برد و چون طرفين آمادهء كارزار شدند فرمان حمله صادر شد . ناگاه كلوخاندازها با كلوخ به سپر و زره و ران و ساق پاى سربازان طرف مقابل حمله بردند . از طرف ديگر ، مردانى كه چوب در دست داشتند بهدست و پاى و زره مهاجمين مىكوفتند تا اينكه مهاجمين پا به فرار گذاشتند و سربازانى كه به چوب مجهز بودند آنها را تعقيب كردند . آنها را به شدت مىزدند و مىخنديدند . آنگاه عكس اين بازى شروع شد و گروه كلوخانداز اينبار با چوب حريفان خود را زدند . كورش از اين مسابقه خوشش آمد و از اينكه برندگان به سلاح پارسى مجهز بودند بسيار شاد و مسرور شد و جملهء افراد را دعوت كرد بر سر سفرهء او بنشينند و صرف طعام نمايند . بر سر سفره چون برخى از آنان را ديد كه بازو يا ساق خود را بسته بودند از حالشان سؤال كرد و پرسيد آيا در جنگ مغلوبه زخمى شدند يا در آنوقت كه از هم دور بودند ؟ جواب دادند در آنوقت كه از يكديگر دور بودند . جملهء نيزهداران از لطف بازى اظهار شعف كردند ، به غير از كسانى كه مجروح شده بودند ، اين اشخاص زخمهاى خود را نشان دادند ولى جملگى خنديدند و با شعف بسيار غذا خوردند . فردا صحرا پر از دستههايى بود كه به همين بازى مشغول بودند و روزهاى بعد به محض اينكه از تكاليف خود فارغ مىشدند به اين مسابقه مىپرداختند . روز ديگر ، سردستهاى را ديد كه دستهء خود را به كنار رودخانه هدايت مىكرد . نخست سربازان به صورت ستون يكنفرى حركت مىكردند ، آنگاه سردسته فرمان داد تا قسمت دوم و سوم و چهارم پيش بيايند و در كنار دستهء اول قرار گيرند . به اين ترتيب ، ستوانها در صف اوّل قرار گرفتند . سپس به قسمتها دستور داد كه هريك به دو بخش شوند . و بدينگونه گروهبانها هم در صف اوّل قرار گرفتند . پس از آن ، به قسمتها فرمان داد كه به صورت ستون چهارنفرى درآيند ، چنانكه سرجوخهها هم به صف اوّل آمدند . وقتى به در چادر رسيدند فرمان داد كه به ستون يك نفرى درآيند . آنگاه دستهء اول وارد چادر شد و به دنبال آن دستههاى دوم و سوم و چهارم به چادر درآمدند و به همان ترتيبى كه وارد شده بودند بر سر سفره نشستند . كورش از ديدن اين همه نظم و ترتيب مسرور شد و او و افراد دستهء او را به سفرهء خود دعوت كرد .