گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
60
كورشنامه ( فارسى )
سم خويش ، سگ با پوزهاش ، گراز با سر ، و جملهء حيوانات ، بدون اينكه تعليمى ديده باشند ، از خود دفاع مىكنند . من هنگامى كه طفل بودم ، در برابر هركس كه مىخواست مرا بزند از خود دفاع مىكردم و اگر اسلحه در دست نداشتم ، با دستهاى خود در برابر او پاىدارى مىكردم . و اين دفاع از جان و حق را احدى به من نياموخته بود . اين غريزهاى است كه در نهاد هر موجود زندهاى هست . هر كجا شمشيرى مىيافتم آن را برمىداشتم بدون اينكه كسى به من اين را تلقين كرده باشد . حتى اگر مرا نهى مىكردند ، باز آن را برمىداشتم . پدر و مادرم مرا از كارهايى نهى مىكردند ، اما من به حكم طبيعت و ضرورت آنها را انجام مىدادم . با اين تدبير بود كه هركس كه در كمين مىنشست تا مرا آزارى برساند ، من به او حملهور مىشدم . و اين تنها يك احتياج طبيعى مانند راهرفتن و دويدن نبود ، بلكه وقتى آن را انجام مىدادم در خود احساس لذتى مىكردم . حال كه به ما وسيلهء نبرد مىدهند و در به كار بردن آن بايد رشادت و بىباكى را پيشهء خود سازيم ، چه لذتى بالاتر از اينكه با خصم درآويزيم و دوشادوش رؤساى قبايل دمار از روزگارش درآوريم . مزايا و پاداشهايى كه رؤساى قبايل دريافت خواهند كرد همان است كه ما نيز سزاوار آن هستيم . با اين تفاوت كه ما در ميدان جنگ كمتر جان خود را به مخاطره مىاندازيم تا آنان ؛ زيرا آنها جان شيرين و زندگانى آسودهء خود را در معرض خطر قرار مىدهند و حال آنكه ما زندگانى پرمحنت و سراسر رنج و تعب عارى از هر منزلت و افتخار را در كف گرفته به ميدان نبرد مىرويم . اى رفقا و همرديفان من ، اين عاقبت ماست و يگانه افتخارى است كه در حيات خود مىتوانيم بدان دست يابيم ، اما دلمان خوش است به اينكه كورش در رأس ما قرار گرفته است و با نظر صايب و عارى از غرض ما را قضاوت مىكند و حكم مىدهد . بلى ، من خدايان را گواه مىگيرم كه كورش هركس را كه رشادت بهخرج دهد ، دوست و عزيز مىشمارد و حاضر است با شوق و لذت فراوان هرچه مىتواند در حق او نيكى كند ، چون بخشش به مردان دلير را بيش از نگه داشتن مال در نزد خود دوست دارد . ما به حكم اجبار و برحسب ضرورت تعليم ديدهايم و به همين جهت آنچه آموختهايم كامل است . در ساير اردوها به افراد ، به كمك تمرينهاى مكرر ، فنون و آداب اسلحه بهدست گرفتن مىآموزند ، اما ما كه تن خويش را به حمل بار گران عادت داده خود را قوى و نيرومند ساختهايم كليهء تمرينهاى سخت را عمل مىكنيم ، بار سنگين مهمات بر دوش ما بيش از پرى سنگينى ندارد . اى كورش ، اين را بدان كه من تصميم گرفتهام شجاعانه نبرد كنم و متوقعم كه در برابر شجاعت و رشادتم از من تقدير كنى و مهارت و خدمتم را بستايى . و به شما ، اى گروه بىباك و تهىدست ، توصيه مىكنم كه در ميدان كارزار ، همدوش با كسانى كه فنون رزمى آموختهاند ، بىباكانه بر دشمن بتازيد و نام خود را بلندآوازه گردانيد . »