گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
49
كورشنامه ( فارسى )
اين بود گفتار كورش . پارسىها پس از شنيدن اين سخنان معتقد شدند كه براى به دست آوردن مزايا بايد بكوشند . بنابراين جملگى داوطلبانه اسلحه به دست گرفته آمادهء نبرد شدند . ولى با وجود اخبار متعدد ، اثرى از دشمن ظاهر نشد . كورش سپاهيانى را كه همراهش بودند به مشق و تمرينات پىدرپى وادار مىكرد تا اينكه آمادهء كارزار شوند ؛ افراد را به فنون نظامى آشنا مىساخت و روحشان را براى مقابله با پيشآمدهاى جنگى تقويت مىكرد . علاوهبراين ، به سياكزار گفت كه براى سربازان خدمهء كافى آمادهسازد تا آنچه احتياج دارند مهيا سازند و چون بدينقرار نيازمندىهايشان رفع شد ، تمام هم خود را مصروف به كارهاى جنگى كردند چه بهترين وسيله براى نيل به مقصود و كسب پيروزى قطعى همانا قطع توجه از كليهء امور و حوايج و اهتمام محض و مداوم به مأموريت جنگى است . بدينمنظور تيروكمان را كه اسلحهء ديرين آنان بود يكسره رها نمودند و به تمرينهاى پىدرپى با شمشير و سپر و زره پرداختند . علاوهبر اين ، به سربازان مىآموخت كه يا بايد مستقيما و به شدت به قلب دشمن بتازند و فايق آيند يا معتقد شوند كه دخالتشان در كمك به متحدين عبث و بيهوده است . ولى چون عموم سربازان پارسى خود را نسبت به كسانى كه آنان را به ميدان فرستاده بودند مديون و حقگزار مىدانستند ، چنين تصورى بعيد به نظر مىرسيد . و چون پى برده بود كه جنگجويان به ورزشها و تمرينات جنگى كه ارزش آنان را بالا ببرد علاقهمند هستند ، لذا به انواع تمرينات و مسابقات كه سربازان را چابك و دلير مىسازد پرداخت . به سربازان ساده توجه مىنمود كه اطاعت از ما فوق و تحمل و بردبارى و جسارت و انضباط را شعار خود سازند ، آنها را با رموز فنى سربازى آشنا مىكرد و نگهدارى و مراقبت از سلاح و آمادگى و پختگى را سفارش مىنمود . به سرجوخهها فرمان مىداد كه خود را به مانند سربازان آماده و چابك نمايند و پنج نفرى را كه تحت امر خويش دارند ، بيازمايند ، به سردستههاى دهنفرى نظم و انضباط و به سردستههاى بيستنفرى و بالاخره به سردستههاى صدنفرى توصيه مىكرد كه از فنون و رموز كار خود آگاهى تمام حاصل كنند . بالاخره ، سركردگان و رؤسا را به مأموريت خطيرشان آگاه ساخت . مقرر داشت كه پيوسته مراقب حال خود و زيردستان خويش باشند و همان رفتارى كه زيردستان بايد نسبت به آنان معمول دارند ، خود نسبت به ما فوق رعايت كنند . براى پاداش به رؤساى رسد « 1 » وعده داد كه اگر از عهدهء انجام وظايف محوله به خوبى برآيند به سمت سركردهء دسته « 2 » مفتخر خواهند شد . به گروهبانان « 3 » وعده داد كه اگر گروهان خود را به
--> ( 1 ) . Taxiarque ( 2 ) . Chiliarque ( 3 ) . Lochages