گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
50
كورشنامه ( فارسى )
نحو پسنديده و ممتازى اداره كنند به سمت سركردهء رسد ارتقا خواهند يافت . براى سرجوخههاى دهنفرى « 1 » مقرر داشت كه اگر جوخههايشان لياقت داشته باشند به گروهبانى خواهند رسيد . به سرجوخههاى پنج نفرى « 2 » وعدهء ارتقا به سمت سرجوخهء دهنفرى داد . بالاخره ، به سربازان ساده وعدهء ارتقا به سمت سرجوخهء پنجنفرى داد . به اين قرار اطاعت و تبعيت عموم افراد را نسبت به رؤسايشان مسلم ساخت . بالاخره به سركردگان بزرگ نيز وعدهء ارتقا و پاداشهاى بزرگ داد . به جوخهها و رسدها و گردانها نيز وعده داد در صورتى كه وظايف محولهء خود را بهجا آورند و از خود نظم و انضباط نشان دهند پاداشهاى خوب دريافت خواهند داشت . علاوهبراين ، دستور داد تا چادر و خيمهگاه به تعداد گروهانهاى خود تهيه و آماده سازند تا عموم سربازان به دستههاى صدنفرى در زير خيمهها محفوظ و راحت باشند . زندگانى در زير چادر را مخصوصا بدينلحاظ كه عموما يك نوع غذا صرف مىنمايند و با هم در معاشرت مدام بهسر مىبرند ضرورى و مفيد مىدانست . چه در اين صورت جاى گله و شكايتى نبود و در برابر دشمن يكسان مىماندند ، علاوهبراين ، با وضع يكديگر آشنا شده به معاشرت و دوستى يكديگر پى مىبردند . و چون به حال يكديگر معرفت داشتند ، در برابر هم خود را متعهد و ملزم مىدانستند ؛ و حال آنكه اگر همديگر را نشناسند بيشتر احتمال مسامحه مىرود . گذشته از اين ، گردانها ، و همچنين گروهانها ، بهتر شناخته مىشدند . در واقع هر دسته در تحت نظر سردسته و هر رسد در تحت امر رسدبان و جوخهها در تحت امر سرجوخه قرار داشتند . در نظر او ، اين معرفت فرماندهان از جزئيات حال افراد بسيار مفيد بود و چنانچه عدمانتظامى حاصل مىشد ، فورا درصدد رفع آن برمىآمدند . درست مانند قطعات منفك و مجزاى سنگى يا داربست چوبى كه هرچه قطعات آن معينتر و منظمتر باشند قطعههاى داربست بهتر به هم وصل مىشود و محكمتر مىگردد . و باز مزيت ديگرى در همغذا نمودن افراد و دستهها حاصل مىشد ، چه در اين حال كمتر يكديگر را ترك مىكردند . درواقع ، حتى حيوانات چون مدتى با هم در يك محل علوفه بخورند مأنوس مىشوند و خو مىگيرند . بالاخره ، كورش سعى داشت كه افراد وقتى از عرق خيس مىشدند به غذاخورى بروند . وى آنان را به شكارگاهها مىبرد يا به عملياتى وادار مىكرد تا در نتيجهء حركت بسيار عرق بريزند و اين امر را بهترين وسيله مىدانست كه سربازان با اشتهاى وافر غذا بخورند و بهتر مجهز و آماده شوند و به كار بپردازند . مىگفت كار بهترين وسيلهء اجتماعى شدن است و به همان قرار كه اسبانى كه با هم كار مىكنند با يكديگر خو مىگيرند و ملايم و
--> ( 1 ) . Decadarque ( 2 ) . Pempadarque