گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
27
كورشنامه ( فارسى )
فرستاد ؛ از جمله به دربار كرزوس پادشاه ليدى ، پادشاه كاپادوس ، اقوام فيريژى ، كارى ، پافلاگونى ، هندى و سيليسى ، و از پارسىها و مادىها بدگويى كرد و چنين فهماند كه اين دو قوم قوى و مقتدر به وسيلهء عقد ازدواج با يكديگر متحد شدهاند و چنانچه زودتر دست اتحاد به يكديگر ندهند و آنها را ضعيف و زبون نكنند ممكن است در سايهء قدرت روزافزون و اتحادشان ، جملهء ملل همسايه را يكى بعد از ديگرى مغلوب و منكوب سازند . اقوام مختلف نيز برخى اغوا شدند و در حلقهء اتحاد او درآمدند و بعضى ديگر به سبب تحف و هداياى بىشمارى كه او برايشان فرستاده بود وعدهء موافق دادند . سياكزار ، پسر آستياژ ، از شنيدن اين اخبار توطئهآميز و تشكيل اتحاديههاى ضد خود به هوش آمد و درصدد برآمد كار خود را چاره كند . پس رسولانى به دربار ايران و كمبوجيه ، شوهرخواهر خود و شاه پارسيان ، گسيل داشت . همچنين مأمورى نزد كورش فرستاد و تمنا كرد كه در صورت امكان در رأس سپاهى از ايرانيان به ماد بيايد . زيرا در اين هنگام كورش دوران دهسالهء بلوغ را به انتها رسانده و در زمرهء مردان كامل درآمده بود . كورش دعوتش را اجابت كرد و پيرمردان قوم پس از مشاوره رايش را پسنديده او را به سمت فرماندهء سپاهيان اعزامى به ماد برگزيدند ، و به او اجازه دادند كه دويست سركرده انتخاب كند و هريك را چهار تن براى همراهى خود برگزينند كه جمعا هزار نفر مىشدند . هريك از اين هزار نفر مجاز شدند كه از بين پارسىها ده پياده « 1 » و ده فلاخنانداز « 2 » و ده تيرانداز « 3 » برگزينند . بدينقرار ، علاوهبر هزار تن سركرده ، ده هزار پياده و ده هزار فلاخنانداز و ده هزار تيرانداز جمعآورى شد . اين بود سپاهى كه در تحت فرماندهى كورش قرار دادند . كورش به محض اينكه به اين سمت انتخاب شد از درگاه خدايان استغاثهها نمود ، تفأل كرد ، و پس از اخذ جواب مساعد و نيكو دويست نفر انتخاب كرد كه آنان نيز هريك چهار نفر را برگزيدند . پس جمله را در محلى گردآورد به ايشان چنين گفت : « دوستان من ، من شما را به كمك خود برگزيدم ، نه به اين منظور كه مورد آزمايشتان قرار دهم بلكه بدين سبب انتخاب كردم كه ديدهام با پشتكار قابل تحسينى از ايام طفوليت پيوسته طالب به دست آوردن آن مزايا و صفاتى بودهايد كه همهء مردم آنها را پسنديده و نيك و زيبا مىدانند ، و هميشه آنچه را كه نكوهيده و ناپسند است به دور افكندهايد . و اما اكنون براى شما مىگويم كه آنچه مرا بر آن داشت كه فرماندهى را بپذيرم و شما را در اين محل گرد آوردم چيست ؛ من هميشه بر اين عقيده بودهام و هستم كه نياكان ما در هيچ امرى از ما عقب نبودهاند ، چه پيوسته درصدد پيروى از كسانى بودند كه ما آنها را سرمشق تقوا و فضيلت و نيكى مىدانيم . اما يكچيز هنوز بر من
--> ( 1 ) . Peltaste ( 2 ) . Frondeur ( 3 ) . Archer