گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

28

كورشنامه ( فارسى )

پوشيده و پنهان مانده است و آن اين است كه رفتار آنان چه تأثير نيكويى در مردم بخشيده است . اما به اين امر معتقدم كه بايد مردان نيك بيش از كسانى كه باطنى شرير و پست دارند ، از خير عامه منتفع شوند . پس كسانى كه در حال حاضر خود را از بسيارى از اسباب راحتى و تنعم محروم مىسازند بدانند كه بدين‌نيت خود را محروم نمىكنند كه دايما از هر خوشى و بركت بر كنار و تهىدست خواهند ماند ؛ بلكه به عكس ، اين اشخاص كه تن به محروميت‌ها مىدهند براى آن است كه مىدانند در آينده به سبب همين فداكارىها و اعتدال‌ها از لذت‌ها و پاداش‌هاى بسيار بزرگى برخوردار خواهند شد . كسانى كه مىخواهند در هنر سخنورى ماهر باشند ، وقت خود را بيهوده به پرحرفى دايم در ميان مردم صرف نمىكنند ، بلكه اميد دارند كه به كمك هنر بلاغت و فصاحت خويش مردم را به اعمال نيك و بزرگ و رفتار پسنديده ترغيب نمايند . به همين قرار ، كسانى كه همّ خود را وقف تمرين‌هاى نظامى مىكنند نه بدين‌منظور است كه عمر خود را در ميدان جنگ سپرى كنند ، بلكه بدين‌نيت است كه در امور رزمى صاحب كفايت شوند ، كارهاى بزرگ و خطير انجام دهند نام نيك و بزرگ از خود باقى گذاشته مايهء سرافرازى خود و وسيلهء كسب افتخار و عزت براى كشور خويش باشند . بنابراين چنان‌چه كسانى ، پس از صرف كار بسيار ، به سبب پيرى ، نتوانند از بهرهء عمل خويش برخوردار شوند ، به آن زارعى مىمانند كه درصدد است زارع خوبى باشد و زمين را خوب كشت و زرع نمايد و درخت بكارد ولى در فصل برداشت به‌جاى اين‌كه آنها را جمع‌آورى كند در دل خاك بگذارد . يا به آن پهلوانى شبيه هستند كه به سبب تمرين‌هاى متعدد قادر به تحصيل پيروزى شده است ولى درست در روز موعود تن به مبارزه ندهد و بىكار و مهمل بماند . پس اى سربازان ، بر ماست كه به چنين خطايى تن ندهيم . ما مىدانيم كه از آغاز طفوليت براى انجام كارهاى خطير و نيك تربيت شده‌ايم ، از اين‌رو برماست كه بر دشمن بتازيم . اين دشمنان را من ديده‌ام و مىدانم كه در جنگ و پيكار تازه‌كارند . زيرا من كسانى را كه تير در چلهء كمان مىگذارند يا در نيزه‌پرانى مهارت دارند يا اسب‌سوارى آموخته‌اند ولى چون پاى فداكارى و مقاومت در برابر خستگى پيش آيد زبون و ناتوان مىشوند ، جنگ‌آور نمىخوانم . بدانيد كه دشمنان ما تاب تحمل خستگى ندارند چون بخواهند شب‌زنده‌دارى كنند ، فرسوده و ناتوان مىشوند ، چه همه تازه‌كارند و حتى اگر چنين رنجى را هم تحمل كنند نمىدانند چگونه با دوستان و متحدين خود رفتار كنند و چگونه از دشمنان خود بپرهيزند زيرا از اين علم و معرفت كه مهم‌تر از همه‌چيز است به هيچ‌وجه بهره‌اى ندارند . و حال آن‌كه شما از شب ، همان‌گونه كه ديگران از روز استفاده مىكنند ، استفاده مىكنيد . شما كار كردن را سرچشمهء حيات و منبع خير و نجات مىدانيد ؛ شما تن خود را به گرسنگى عادت داده‌ايد ؛ شما آب را چندان با لذت مىنوشيد