گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

114

كورشنامه ( فارسى )

استراحت اردو . خشم سياكزار عليه كورش . كورش فرستادهء سياكزار را نگه داشت . اعزام مأموران به پارس براى فراهم نمودن قواى امدادى . نامه به سياكزار . تقسيم غنايم . فصل پنجم خشم سياكزار عليه كورش . كورش از پارس يارى مىطلبد . تقسيم غنايم چون اسراى آسورى از خدمت كورش مرخص شدند و به سرزمين خود مراجعت كردند ، كورش حاضرين را مخاطب ساخته گفت : « اى مادىها و ارامنه ، وقت آن فرارسيده است كه قدرى به خود آييم و اندكى بياراميم . در غيبت شما خوراكى تهيه كرده‌اند . برويد و نيمى از نانى كه تهيه شده براى ما بفرستيد . ما به گوشت و آشاميدنى احتياج نداريم ، زيرا به حد كفايت تهيه ديده‌ايم . و اما شما اى هيركانيان ، ديگران را به خيمه‌گاه خود هدايت كنيد ، رؤسا را در چادرهاى بزرگ ببريد . محل سركردگان را مىدانيد . سپس با دلى فارغ به صرف شام بپردازيد . چادرهاى شما خراب نشده و همه‌چيز براى شما مهياست . و اما خود ما امشب در خارج از چادرها به پاسبانى خواهيم پرداخت . زيرا كسانى كه در اين چادرها بيتوته مىكنند هنوز از زمرهء ياران ما نيستند . » سپس مادىها و سربازان تيگران خود را شست‌وشو داده لباس خود را عوض كردند و بر سر طعام نشستند . اسبان را نيز خوراكى دادند . نيمى از جيرهء نان را بدون گوشت و شراب براى پارسىها فرستادند زيرا كورش مقرر داشته بود فقط نان بفرستند ، ساير چيزها به حد وفور در اردوگاهشان فراهم است ؛ و حال آن‌كه غرض كورش از موجود بودن گوشت ، گرسنگى بود و براى سيراب شدن نيز از آب رودخانه استفاده مىبردند . تازه آفتاب در افق دوردست صحرا غروب كرده و تاريكى بر همه‌جا حكم‌فرما شده بود كه پارسىها غذاى خود را تمام كردند . كورش مقرر داشت بلافاصله دسته‌هاى بيست و پنجاه نفرى گرد اردوگاه به حراست و پاس‌دارى پردازند ، و نگذارند احدى وارد اردوگاه يا كسى با غنيمتى از آن خارج گردد و چنان‌چه كسى را ديدند كه چنين قصدى دارد توقيفش نمايند . پاسى از شب