گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

109

كورشنامه ( فارسى )

فصل سوم تشكيل صنف سواره‌نظام پارسى سواران مادى ارابه‌هايى را كه پر از لوازم جنگى بود تصاحب كردند و آنها را وادار كردند كه بازگردند ؛ عده‌اى ديگر ارابه‌هاى پر از زنان زيبا را كه همسران يا معشوقه‌هاى آسورىها بودند تعقيب كردند و آنها را دست‌گير نمودند و به اردوگاه آوردند . در واقع ، هم‌اكنون نيز رسم مردمان آسيايى چنين است كه چون به ميدان جنگ مىروند ، آنچه ذىقيمت و عزيز مىدارند با خود حمل مىكنند و معتقدند كه با حضور اشياى گران‌بها يا اشخاصى كه نزدشان گرامى هستند بهتر به جنگ و جدال مىكوشند . چه در اين حال مجبورند كه بهتر و بيشتر از خود دفاع كنند . ممكن است اين موضوع حقيقت داشته باشد و در هر حال شدت علاقه و عشق آنان را به چنين كارى وامىدارد . كورش از مشاهدهء عمليات و اقدامات مادىها و هيركانىها در دل احساس حسرت و ناراحتى كرد كه چرا در اين روز ديگران نايل به اقدامات درخشان شدند در صورتى كه خود و متابعينش بايد در محل ، عبث و بيهوده بمانند . كسانى كه به تعاقب دشمنان شتافته بودند ، پس از آوردن اسرا و غنايم و تحويل آنان به اردوگاه دوباره به ميدان كارزار معاودت مىنمودند . كورش سركردگان خود را گرد خود جمع نموده و اظهار داشت : « آنچه ما امروز به دست آورده‌ايم مايهء مسرت عموم پارسىها و به خصوص آن دسته‌اى كه در اين محل حضور دارند خواهد بود . اما چگونه مىتوان اين همه غنايم را تصاحب كرد ، در صورتىكه ما از خود سواره‌نظام نداريم تا به قلع‌وقمع دشمن موفق شويم . اين نقص جاى بسى تأسف است . خوب بسنجيد ، ما پارسىها در جنگ مغلوبه ، در ميدان كارزار خوب از عهدهء انجام تكليف و وظيفهء خود برمىآييم . اما همين‌كه