گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

110

كورشنامه ( فارسى )

دشمن پا به فرار گذارد و بايد به تعاقب او پرداخت و تيراندازان و نيزه‌داران را مغلوب و منقاد ساخت ، چون فاقد سواره‌نظام هستيم ، عاجز و مستأصل در سر جاى خود مىمانيم . اين نقيصهء بزرگ موجب مىشود كه چون فراريان و تيراندازان خصم به عجز ما وقوف يابند ، دوباره بر سر ما بتازند و ثمرهء آن همه دل‌آورى و شجاعت را كه شما ابزار داشتيد از بين ببرند ، و تازه سواركارانى كه كمك ما هستند و دشمن را تعقيب و منكوب و اسلحه و اثاثه‌شان را تصاحب كردند همه‌چيز را از آن خود دانسته و حق دارند كه با ما به نظر بىاعتنايى بنگرند . پس نهايت ضرورت دارد كه ما درصدد رفع اين نقص خود برآييم تا چنان‌چه متحدين ما مصمم شدند از كمك خويش دريغ ورزند ، احتياجى به آنها نداشته ، خود پيكار را ادامه دهيم . من گمان مىكنم امروز هيچ‌يك از شما منكر نخواهد شد كه تشكيل يك سواره‌نظام پارسى از جمله واجبات است و هريك از شما لابد پيش خود سؤال مىكند چگونه اين صنف به وجود خواهد آمد ؟ ولى حل مسئله آسان است ؛ ما اكنون در اردوگاه خود عدهء بىشمارى اسب كه از دشمن به يغما گرفته‌ايم در اختيار داريم ، سازوبرگ لازم جهت تشكيل صنف سوار نيز به اندازهء كافى موجود است ، زره و خود نيز به حد ضرورت در اختيار داريم . مىماند داوطلبانى كه تعليم يابند و در اين راه بكوشند . از قضا آن را نيز به حد وفور در اختيار داريم . شايد بگوييم كه هنوز فنون سوارى نمىدانيد ، ديگران نيز قبل از آموختن و تمرين‌هاى لازم از اين بهره محروم بودند . شايد بگوييد آنها اين هنر را از ايام طفوليت آموخته‌اند . آيا اطفال بيش از شما صاحب جسارت و عزم هستند ؟ يا اين‌كه تن اطفال از شما كه مردان رزم‌ديده‌ايد بيشتر و بهتر مهياى تعليم فن سوارى است ؟ به خصوص كه حالا فرصت مناسب و فراخ‌ترى براى شما فراهم است تا نيك بياموزيد و تمرين كنيد . شما در فن تيراندازى ماهريد ، در نيزه‌پرانى با جلدى و چالاكى اقدام مىكنيد . علاوه‌براين ، مانند بسيارى از مردم مجبور به كشت و زرع زمين نيستيد و اشتغالى نداريد . زيرا همه سربازيم و به حكم ضرورت بايد در فن سربازى خود را مهيا و تكميل نماييم . و اين را بدانيد كه دريافتن فن سوارى براى يك نفر سرباز آزموده مانند برخى از فنون زحمت و مرارت بسيارى ندارد و محتاج به طول زمان و تمرين‌هاى متوالى نيست . چه‌قدر برازنده و وجدآور است كه سربازى با سرعت بيشتر به هدف خود برسد ، بر آن تسلط يابد و آن را در اختيار خود درآورد . هم‌چنين اسب در حمل سلاح سنگين كمك مؤثر و اطمينان‌بخشى است . ممكن است بگوييد كه قبل از تكميل فن سوارى ، ممكن است پياده‌نظام مجهز و ماهرترى باشيد . ولى اين امر نقصى نيست ، زيرا هروقت ايجاب كرد كه سواره‌نظام پياده بجنگند ، باز مختار است . يك سرباز كامل بايد در هر دو فن مهارت به سزايى دارا باشد . » چون دستورها و راه‌نمايى كورش به اتمام رسيد ، كريزانتاس جواب داد : « هر سرباز كه در فن