گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

108

كورشنامه ( فارسى )

مىكند كه در اين امر بسيار با حزم و رأفت باشيم . زيرا مزيتى نمىبينم در اين‌كه غنايم آنان را تصاحب كنيم . حال آن‌كه به سهولت مىتوان محبت و ارادتشان را جلب كرد و تازه اگر سهمى از غنايم به سربازان پيروز برسد بايد تأمل كنيد تا مادىها و هيركانيان و تيگران برسند و به آنها واگذار كنيد . اگر مىبينيد كه سهم شما بالنتيجه كم‌تر خواهد شد نگران نباشيد ، مزايا و منافعى كه از راه جلب دوستى و صميميت آنها عايد ما مىشود زيادتر و مهم‌تر است . چنان‌چه در اين كار حرص و طمع بر ما غالب شود ، ما را مسخره خواهند كرد ولى اگر بزرگ‌منشى و مصلحت‌انديشى را پيشهء خود قرار دهيم ، مسلما ثروت عظيمى براى خود و متحدين خود اندوخته‌ايم . فراموش نكنيد كه در سرزمين ما ، چگونه ما را عادت مىدادند كه بر شكم خود فايق آييم و ميل اندوختن ثروت از راه‌هاى كج و تنگ‌آور را از دل خود بيرون كنيم ؛ و تعليم و تربيتى كه يافته‌ايم بر اين اصول استوار است . ما دستورهاى سودمندى فراگرفته‌ايم كه در فرصت‌هاى مناسب آنها را به كار بنديم . از شما مىپرسم آيا مجال و فرصتى بهتر از اين سراغ داريد تا اين دستورها را به كار بنديم و از آن منتفع شويم ؟ من بهتر از اين موقعى نيافته‌ام . » اين بود مضمون سخنان كورش . هيستاسپ ، يكى از يلان مشهور و رئيس قبيله ، جواب داد : « اى كورش ، مگر ما همان كسانى نيستيم كه در صحنه‌هاى شكار مدت‌ها گرسنه و تشنه در تعاقب حيوانى به تكاپو مىافتاديم و مدت‌هاى مديد از خودبىخود مىشديم تا شكار خود را به دست آوريم ؟ گمان مىكنى حالا كه در راه سعادت و پيروزى افتاده‌ايم ، اين قبيل مشكلات كه ممكن است خار راه بىهمتان و ضعيفان باشد ، ما را از تكليفى كه داريم باز خواهد داشت ، يا اين‌گونه پيش‌آمدها ، حتى عسرت‌ها و محروميت‌ها ، اندك تزلزلى در ارادهء ما ايجاد خواهد كرد ؟ » اين بود جواب هيستاسپ پهلوان . جملهء حضار سخنان رئيس خود را با فريادهاى بلند تحسين كردند . كورش گفت : « حال كه چنين است ، از هر قسمت پنج نفر كه باهوش‌ترين افراد باشند به خيمه‌گاه من اعزام داريد . » نفرات به سرعت به بارگاه كورش دويدند . كورش مقرر داشت كه مراقب حال مباشران غذا باشند ؛ كسانى كه خوب كار مىكنند و وظيفهء خود را انجام مىدهند تشويق نمايند و ديگران را وادار كنند وظيفهء خود را انجام دهند .