گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

107

كورشنامه ( فارسى )

اسب نزديك چادرها برند تا تسليم شوند . و هركس از اين دستور تخلف ورزد كشته شود . چون جملهء سلاح‌ها و اثاثه‌ها در چادرها جمع شد ، دستور داد جملگى را بسوزانند و مردان را اسير كنند . كورش مىدانست كه سپاهيان بدون ذخيرهء كافى براى خوردن و آشاميدن به ميدان كارزار شتافته‌اند و مادام كه آذوقه تأمين نباشد ، انجام كارى ميسر نخواهد بود . و چون در مقام تهيهء خوراكى و مسكن برآمد ، به اين فكر افتاد كه در هر مسافرت جنگى و اردوكشى عده‌اى از افراد مخصوص تهيهء جا و مسكن و تأمين آذوقه و تهيهء خوراكى بگمارد تا سربازان فارغ از اين‌گونه اشتغالات باشند . و همين‌كه مأموريت جنگىشان به اتمام رسيد محلى براى آسايش و غذايى براى رفع گرسنگى مهيا داشته باشند . و چون حدس زد عده‌اى از اسراى خصم كه در اطراف چادرها دست‌گير شده بودند از آن قبيل افراد باشند ، جارچيانى اعزام و اعلام داشت مأمورين و مباشرين غذا جملگى به عجله خود را معرفى كنند و چنان‌چه غفلت ورزند سخت تنبيه خواهند شد . مباشرين چون ديدند سركردگانشان سر اطاعت فرود آورده‌اند ، خود را معرفى نمودند . كورش دستور داد كسانى كه بيش از دو ماه آذوقه در چادرهايشان موجود دارند به زمين بنشينند . و پس از اين‌كه از عدهء آنان وقوف يافت دستور داد مالكين يك ماه خوراكى بنشينند و اين عده اكثريت داشتند . آن‌گاه كورش دستور داد هريك به سرعت به چادر و خيمه‌گاه خويش شتافته جيرهء مضاعف آنچه را كه معمولا تهيه مىكردند آماده نماييند . و سفارش كرد كه چون سربازان از ميدان جنگ پيروز و خسته مراجعت مىكنند ، لذا بايد خوراكىها بسيار لذيذ و فراوان باشد و مباشران بايد كارى كنند كه موجب نارضايتى آنان فراهم نشود . مباشران سعى بليغى در انجام سفارش‌هاى كورش به كار بردند . سپس سربازان حاضر را مخاطب ساخته و گفت : « چنان‌چه ما در غيبت كسانى كه هم‌اكنون در ميدان كارزار مشغول مبارزه هستند و قبل از آنان بر سر طعام بنشينيم ، عين بىمروتى است و مايهء نارضايى و دل‌سرد شدن آنان از فداكارى است . و چنان‌چه به عكس ، همت كنيم كه چون مراجعت كردند غذاى فراوان و مأكول در اختيار خود ببينند صد چندان خوش‌حال و مسرور خواهند شد . به‌خصوص كه نبايد از اين امر غافل شد كه ما هنوز عمده مأموريت و وظيفهء خود را به اتمام نرسانده‌ايم و بايد با فرصت و كوشش بسيار به كار خويش ادامه دهيم . زيرا در اردوگاه خود دشمنانى داريم كه تعدادشان به مراتب بيشتر از خود ماست و مقيد و اسير هم نيستند . و هم‌اكنون مشغول تهيهء وسايل راحتى و تغذيهء مايند منتها بايد مراقب و بيدار بود كه به كار خويش تن دردهند و فكر فرار و استنكاف از خدمت به سرشان نزند . البته اين اشخاص ثروت و غنايم بسيارى اندوخته و با خود دارند و ما مختاريم آنچه را در اختيار دارند تصاحب كنيم ولى انصاف و مروت حكم