ابو الحسن قزوينى

55

فوايد الصفويه ( فارسى )

تا جهان را كند از ظلمت پاك * برق تيغش شده خورشيد منير تيغ تيمور كه از ديدهء خلق * بود چون آب نهان در شمشير در زمان شه دين ظاهر شد * بى طلبكار چو خورشيد منير پست شاهش به ميان منطقه‌وار * تا كند كل جهان را تسخير هاتفى گفت پى تاريخش * مىشود پادشه عالمگير در سال ششم جلوس ، مير هماى ايلچى شاه جهان براى بردن اسبان تازى نژاد از نزد شاهنشاه جم آمده بود . با اسبان تازى و به كمال سرفرازى مراجعت به ديار هند فرمود و درين سال ايلچى والى ولايت اور گنج به سعادت كرنش خليفه « 61 » ( 84 چ ) داراى جهان سرفراز گرديد . وقايع ديگر آمدن عبد العزيز خان با بيست هزار سوار جرار خونخوار نيزه گذار اوزبك به تاخت خراسان و كارى نساختن و مراجعت كردن است . درين سال به استدعاى رعاياء تبريز كه از سيل باران كهسار « 62 » آنجا عماراتشان منهدم مىشود ، سدى چون سد اسكندر به فرمان خاقان هفت كشور ، قورچيان عظام بستند و نهر عميق نيز كندند . ديگر از غرايب زمان و نوادر دوران درآن اوان ، زمان آمدن باران بود ، چندان باران باريد كه هرگاه آن سد نبودى ، تمام شهر ويران شدى . ديگر در حله ، قلعه در نهايت استوارى به حسب الحكم اشرف بنا نهادند . ديگر آمدن ايلچى والى داديان به عز شرف بساط بوسى خاقان سكندر نشان است .

--> ( 61 ) - برلين : حضرت خليفه آورده است . همين كلمه كرنش به صورت كورنش آمده است كه واو آن ملفوظ نيست و فقط براى بيان ما قبل است . لغتى است تركى به معنى سلام كردن و خم شدن . ( 62 ) - برلين : كوهسار