ابو الحسن قزوينى

39

فوايد الصفويه ( فارسى )

شوارع راهها را به امرا و حكام شهرها حواله نموده ، امر فرمود كه از مال تاجر و مسافر آنچه در طرق و شوارع تلف شود ، حاكم آن ولايت پيدا كرده ، به صاحب مال رساند ، و اگر نتواند ، تاوان بدهد . در عقوبت گنه كاران رعايت خاطر نمىنمود . مهابت آن پادشاه جمشيد جاه كسرى بارگاه ، ( 61 ر ) در دل جهانيان جا گرفته ، احدى را ياراى آن نبود كه دست زور بر ناتوانى دراز كند . فى الواقع در سلسلهء عليه صفويه مثل وى پادشاهى به فرهنگ و كياست و تدبير و شجاعت و نام و ننگ و سياست و فراست سرير آراى سلطنت نگرديده ، و فتوحات كه او را دست داده ، نصيب روزگار هيچكس از پادشاهان و فرمانفرمايان ايران بهشت نشان نشده [ است ] ، چنانچه احوال خجسته مآل آن ، و ساده پيرائى دولت و اقبال را مؤلف « تاريخ عالم آرا » و مؤلف « تاريخ خلد برين » از هنگام ولادت تا وقت رحلت ، به عبارات رنگين فصاحت آئين ، مفصل و مشروح نوشته‌اند و آن حضرت در آغاز جلوس خويش به دفع دشمنان خانگى پرداخت . امراى ياغى كه در اكثر ولايت دم از استقلال مىزدند ، به تدبير حسنه رفع كرد و لشكر به گيلانات فرستاد و آن نواحى را كه در تصرف خان احمد بود ، بيرون آورد و بعد از آن ، لشكر به لرستان فرستاد ، و حاكم آنجا كه مصدر عصيان جور و مورد غضب شده بود ، به سزا و جزا رسانيد . مملكت خراسان را كه اوزبكان به غلبه ، در تصرف خود در آورده بودند و داد شدادى و بيدادى مىدادند آن حضرت لشكرها كشيده با برادر زادهء عبد الله خان اوزبك كه در هرات بر تخت سلطنت نشسته بود ، قتال ( 62 چ ) و جدال نموده ، او را منهزم ساخت ، و كل مملكت خراسان را به تصرف خود در آورد . پس از آن شهر دار المؤمنين استرآباد را از دست جور و تعدى مخالفان و ظالمان كه دست تعدى به رعايا دراز مىكردند ، دست ظلمه فجره را از سر رعايا كوتاه كرد و بر سر مرو رفته ، آن ناحيه را مسخر گردانيد ، به جهت دفع شر اوزبكان فتنه‌گر ، عازم بلخ گشته و سرانجام به مهام آن نواحى كماهى پرداخت . بعد از آن به عزم تسخير آذربايجان و داغستان كه در تصرف روميان بوده ، شتافته ، قابض آن شد و تمام شيروان را از جور و تعدى روميان بيرون